ID : 22662779


موضوع دو بانده شدن جاده بافق- یزد و اتمامش می رود تا به یک چالشی تبدیل شود. چالشی که یکبار پول و اعتبار نیست!.........

موضوع دو بانده شدن جاده بافق- یزد و اتمامش می رود تا به یک چالشی تبدیل شود. چالشی که یکبار پول و اعتبار نیست!  یک بار دیگر پیمانکار ماهر وجود ندارد و امروزه نبود قیر، تازه ترین معضل اعلام شده است؛ خلاصه «هر دم ازین باغ بری می رسد!» این کارها بی شباهت به بحرانی که ما آن را «بحران گازی» می خوانیم نیست! در حدود سالهای 88 الی 90 یک دوره ایی که موضوع گازرسانی به بافق جدی شد؛ شرکت گاز استان مدعی شد چون بافق منطقه ای معدنی است و صنایع در آن قرار دارد در نتیجه این صنایع؛ از جمله شرکت سنگ آهن مرکزی هزینه های خط انتقال را خود پرداخت کند. از سوی دیگر مدیرعامل وقت معدن، آقای احمدیه، مدعی بود، از آنجایی که دولت وظیفه دارد تا برای صنایع زیرساخت های لازم را فراهم کند و یا به نوعی در دسترس قرار بدهد، معتقد بود که شرکت گاز استان هم باید خودش نه تنها گاز مردم را؛ بلکه گاز معادن را نیز تامین کند! از سوی دیگر شرکت گاز ادعا کرد با توجه به مصرف بالای گاز صنایع معدنی، این شرکت باید لوله هایی با اینج بالایی کار کند تا گاز صنایع هم تامین شود. از سوی دیگرفرماندار بومی بافق؛ یعنی ذبیح ا... خواجه ای هم که خود به مسایل بافق وقوف و آگاهی کامل داشت با پا در میانی به آنها می گفت که هر دو شما دولتی هستید و از جیب خودتان هم که خرج نمی شود، پس لجاجت را کنار بگذارید و در عملیات گازرسانی به بافق هر دو سهیم باشید؛ اما «انگار که مرغ یک پا داشت» و مدیریت وقت شرکت سنگ اهن مرکزی و مدیریت وقت شرکت گاز استان زیر بار این قضیه نرفتند و «هر دو این ریسمان منیت را کشاندند» تا که دولت عوض شد و مدیران هر کدام بازنشسته یا تغییر کردند و این دفعه گاز از محل اعتبارات دولتی به بافق آمد و صنایع هم منتفع شدند. اگر ذهن نویسنده اشتباه نکند الان نیز همین سناریو برای جاده بافق - یزد در حال تکرار شدن است؛ با توجه به این که روزانه بین 1900 خودرو در این جاده حرکت می کند و از آنجایی هم که همه اینها مال شرکت سنگ اهن مرکزی است پس ادارات مسکن و شهرسازی یا راهداری خوشتر دارند تا شرکت سنگ اهن مرکزی به عنوان بهره بردار این قضیه مابقی جاده را به پایان ببرد تا این مشکلات و درگیری ها و کشته ها در جاده کمتر شود و هر روزداستانی به راه نباشد. نگارنده پیشنهاد می دهد در صورتی که چنین برداشتی حاکم است فرمانداری به عنوان نماینده عالی دولت در شهرستان مداخله کرده و این موضوع را ختم خیر کند و نگذارد سناریو گازرسانی به بافق تکرار بشود. که اگر چنین بشود «این قصه سر دراز خواهد داشت.» اگر قرار هست شرکت سنگ آهن مرکزی یا معادن منتفع، جاده را تمام کنند پس بی تعارف به مدیران این شرکتها ابلاغ شود همانگونه که مواد معدنی این منطقه را با خود می برند برای رفاه حال شهروندان نه، حداقل کارکنان و کارگران خود که در شهر ساکن هستند این جاده را به اتمام برسانند؛ کما اینکه در زمان مدیریت اسبق شرکت سنگ آهن مرکزی،کمربندی سنگ اهن ایجاد شد تا تریلرها در بلوار انقلاب بافق برای مردم دردسر و کشت و کشتار ایجاد نکنند! جان کلام این که قبل از این که بحرانی ایجاد شود و پیش از آن که به موضوعی بغرنج و لاینحلی تبدیل شود، «این مو را از ماست بیرون کشیده» تا مردم هم بدانند دولت تدبیر و امید با دوراندیشی به مسایل نگریسته و هم حکم جهادی می تواند صادر کند. 
 
محمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حسین تشکری بافقی
صاحب‌امتیاز و مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یرمسئول