آرشیو مطالب آرشیو مطالب

آرشیو هفته نامه

پرسش از شما، پاسخ از مسئولین پرسش از شما، پاسخ از مسئولین

_


نام شما
نام خانوادگی
این فیلد اجباری است.
ایمیل
سوال

هفته نامه هفته نامه

« بازگشت

هيچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید


 
 
امير فريدون نصرتی پژوهشگر و مشاور مديريت افکار عمومى مينويسد: مردم ما اگر به جای کپی پیست کردن پیام های بیهوده و تکرای، کمی برای بهبود معیشت خودشون کتاب می خوندند، کلاس میرفتند، فکر میکردند، و نگاهشون رو به زندگی تغییر می دادند، خیلی سریع تر نتیجه میگرفتند.
بیشتر کار ما مردم شده شایعه پراکنی و کپی پیست کردن مطالبی که یک دینار هم نمی ارزد.
عده ای هم در خفا نشسته اند و هوش و ذکاوت ایرانیان را اندازه گیری می کنند.شعر نو می نویسند و زیرش نام مولانا را می گذارند.
می گویند یک انرژی مثبت از مولانا تقدیم به شما و می فرستند توی گروه ها و به سرعت انتقال بی اندیشه مردم می خندند.
یا جمله ای از جلال آل احمد را بر میدارند نام صادق هدایت زیرش می گذارند. یا از مجلات و صفحات زرد، جملات زرد بر میدارند و نام کوروش کبیر را بر آن میگذارند و در میان مردم شیوع میدهند. 
شبکه های اجتماعی تبدیل به شبکه های بیهوده پروری شده است. 
خودمان از خودمان در حال ساختن آدمهای بی مصرفی هستیم که تفاوت شایعه و واقعیت را نمی دانیم. فقط ژست و فیگور می گیریم که جملات آنچنانی با امضاء نام بزرگان کپی پیست کنیم.
حتی به خودمان زحمت نمیدهیم یک خط از آن جمله را در گوگل سرچ کنیم و ببینیم صاحب این جمله بی صاحاب کیست.
اجازه می دهیم عده ای پشت مانیتور بنشینند و به ریش ما بخندند.
گاهی انسان ناامید می شود از وضعیت موجودی که در جامعه
می بیند.  شبکه های اجتماعی تنها ویژگی ای که داشت، افکار نازیبا و روان ناموزون ما ایرانیان را از پس چهره ها و لباس ها و ماشین ها و گوشی های آن چنانی عریان کرد. 
وضعیت ما ایرانیان از نظر تفکر آنچنان بر آشفته و بی سامان است که اگر کسی بخواهد ما را مدیریت کند، 
کافیست چند روز در شبکه های اجتماعی ما بچرخد تا محرک ها، مشوق ها و ساختار نگاه ما به زندگی را بفهمد و سپس برایمان برنامه هایی که در راستای اهداف خودش است را بچیند.
نمی دانم کی می خواهیم کمی از ژست های نازیبای همه چیز دانی خارج شویم و کمی کتاب بخوانیم، مطالعه کنیم، کلاس برویم، و در فضاهایی که به تکامل افکار و نگرش ما کمک می کند حضور پیدا کنیم.
حتی اگر زمان زیادی را در اینترنت و فضای مجازی هستیم این فضا را به جایگاهی برای رشد و آگاهی مان تبدیل کنیم. دوستان من، عزیزانم، مغزهای ما هم مانند شکم هایمان نیازمند غذا و خوراک هستند. مغز های ما هم مانند بدنمان نیازمند پوششی از آگاهی و دانش فاخر است. اگر می خواهید ثروتمند شوید، اگر می خواهید زندگی آرام داشته باشید، اگر میخواهید برای خودتان اهداف و رویاهایی ترسیم کنید و به آنها برسید، اگر می خواهید زندگی تان از آنچه هست بهتر شود:هیچ راهی ندارید جز اینکه کتاب بخوانید، کلاس بروید، و در معرض رویدادهایی قرار بگیرید که نگاه و تفکر شما را تغییر دهد. تبدیل شده ایم به مردم پر ادعایی که هیچ تلاشی برای شکوفایی و رشد خود نمی کنیم اما برای همه چیز ابراز عقیده می کنیم و از همه عالم و دنیا طلب کار هستیم که چرا وضعیت مملکت ما چنین است. دوست من، عزیز من، جان من، مملکت یعنی برآیند من و تو. یعنی بروز و ظهور خرد و آگاهی من و تو.
وقتی من و تو حاضر هستیم به لباس و پوشاک و آرایش و ظاهر خود با تمام توان برسیم و بالاترین هزینه ها را بکنیم، ولی برای خریدن یک کتاب ده هزار تومانی، یا یک سی دی آموزشی یا حضور در یک کلاس یا رفتن به مشاوره، میخواهیم جان به جان آفرین تسلیم کنیم، چه توقعی داری که سرزمین اجدادی من و تو آباد شود؟