نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

پیشرفت هر جامعه مرهون حمایت مردم از مسئولان است

سرمقاله

زندگی انسان خالی از ناملایمات نیست.در زندگی هر فردی، طبعاً مشکلات و سختی هایی وجود دارد؛ همان گونه که راحتی ها و خوشی ها هم به چشم می خورد. انسان زاده اجتماع است و در اصطلاح،  «مدنی بالطبع» است؛ یعنی خلقت و آفرینش انسان به صورت اجتماعی است و نمی تواند بدون دیگران ادامه حیات بدهد. به اذعان بسیاری از جامعه شناسان، اجتماع آدمی در راه رسیدن به سعادت خود؛ قطعاً سختی ها و مشکلاتی دارد و انسان خردمند کسی است که بتواند این معضلات و ناکامی ها را به فرصتی برای رسیدن به مقصود تبدیل کند. به بیانی دیگر این سختی ها الطافی از جانب خداوند به بندگانش هست؛ پس باید مشکلات را به فرصت تبدیل کنیم و از آن پلی برای پیشرفت و آبادانی شهر و دیارمان استفاده کنیم.
هفته پیش، اظهارات تکان دهنده حجت الاسلام دخیل عباس زارع زاده، نماینده مردم شریف بافق، مهریز، ابرکوه، خاتم و بهاباد در مجلس شورای اسلامی در شماره 613 به تاریخ بیست ویکم مهر ماه این هفته نامه، درج شد که حاکی از  دست رفتن حقوق دو شهرستان بافق و بهاباد یا به ویژه بافق هست. در این نوشتار می خواهیم به علت از دست رفتن این حقوق اشاره کنیم و بگوییم:» کس نخارد پشت من جز انگشت ناخن من» اولین علت؛ دور بودن از مرکز استان موجب شده تا به این دو شهر  ( البته بهاباد تا چند سال پیش بخشی از بافق بوده است) کمتر توجه شود؟! اگر یک نگاه اجمالی به سفر مدیران کل استان یزد داشته باشیم، سفر آنها به شهرهای نزدیک یزد؛ از جمله: اردکان، میبد، تفت و مهریز بیشتر هست و قطعاً حل مشکلات اداری آنها هم سریعتر انجام می گیرد.
دومین علت آن نداشتن منابع انسانی در مرکز استان و استانداری باعث شده تا خیلی از ناحقی ها برای این دو شهر رقم بخورد؛ در حالیکه دو شهرستان همجوار بافق بیثشترین نیروها را در بدنه استانداری جای داده اند و بطور حتم عرق محلی گری آنها باعث می شود تا مشکلات ومسایل این دو شهر پیگیری و به سرانجام برسد؛ چنانکه در قضیه تصاحب معدن D19 و مناطق آریز بافق و نیز  بهره وری از آب بهاباد برای معدن چادرملو و نیز به مالکیت در آوردن معدن توسط شهرستان همجوار دیدیم و حالا هم که فریاد زده می شود که چرا اینگونه شد؛ می گویند: آن موقع مسئولان بافقی در خواب بودند و جالب اینکه متهم به خواب بودن نیز می شویم. «اگر درب دیزی باز است، حیاء گربه کجاست» چرا نباید به قانون پایبند بود و چرا همه این مالکیت در آوردنها بطور مخفیانه انجام گرفته است؟ سومین علت تکیه به امکانات معادن به جای اخذ تسهیلات و بودجه های دولتی. بارها در جلسات شورای اداری، مسئولان ادارات از عدم تخصیص بودجه برای اداره خود نام برده اند و بیان کرده اند که اگر بودجه ای هم درخواست می کنیم مدیران کل ما را به شرکتهای معدنی متطقه حواله می دهند. این است که فشار مسئولان ادارات به جای این که سراغ ادارات کل بروند به سمت بخش معادن می رود و معادن هم مقید به قوانین خود هستند که ما نمی توانیم.
حال باید از این بن بست خارج شد! پیشنهادی که حجت الاسلام دخیل عباس زارع زاده  رجوع کنید به (هفته نامه افق کویر، شماره 613، ص 1و 2) نماینده مجلس شورای اسلامی داد، این هست که  تمامی مسئولان پیگیر خواسته های خود باشند و نباید کارها به تنهایی به فرماندار، شورای اسلامی شهر یا نماینده مجلس شورای اسلامی واگذار شود؛ اما این نکته را باید اضافه کرد که خود مردم هم باید خواهان خواسته های خود باشند. از مسئولان بخواهند، حامی و همراه آنها بوده، همانگونه که در نهج البلاغه ( خطبه 105، ص 194) آمده است که مردم حمایت خود را از مسئولان برندارند، حضرت علی (ع) می فرمایند: « ای مردم! حق من بر شما این است که به بیعت خود وفادار باشید» در حقیقت حمایت مردذم از مسئولان سنگ بنای پیشرفت هر جامعه ای است.
                           محمد حسین تشکری