نمایش خبر نمایش خبر

صورتجلسه 09/06/93شبیه مذاکرات است(بخش اول)


عباس یزدانی یکی از فعالین اجتماعی و کارگری در بافق، است که هفته نامه افق کویر با توجه به اتفاقات سال گذشته، گفتگویی با وی انجام داده است که در دو بخش آن را می خوانید.
افق کویر: چگونه وارد مسائل اجتماعی شدید؟
 سال 1378در زمان دولت اصلاحات با توجه به نگرش و منشی که در قضایای اصلاح طلبانه تشکل های غیر دولتی تشکیل شد، این تشکل ها قرار شد بازوی توانمند دولت شوند. خاطرم هست تازه از خدمت سربازی آمده و جذب شرکت سنگ آهن شدم. دوستی به نام محمود قلی پور داشتم یک روز مرا در خیابان دید و گفت جلسه ای در بالای پاساژ نصیر است؛ وقتی آنجا رفتم اتاق کوچکی بود که تعدادی جوان پر انرژی و فعال بودندکه مرا به آنها معرفی کرد و از همان روز جذب این تشکل شدم در ابتدا به عنوان هیئت مدیره وارد این قضایا شده و بعد از فوت مرحوم نوری به عنوان دبیر انجمن همبستگی با رأی دوستان به عنوان دبیر انتخاب شدم، چون مختص جوانان بود و تا 29 سالگی نمی توانستیم ادامه دهیم و شرایط سنی داشت. وارد دولت احمدی نژاد که شدیم تقریباً تشکل ها غیرفعال شد. مصوبه ای برای شرکتهای دولتی تصویب شد که بر اساس آن نیروهای دولتی تبدیل وضعیت شوند و این فصل البابی برای من بود. در ابتدا به عنوان نماینده کارگری بحث تبدیل وضعیت را شروع کردم. مقدمه ای که تبدیل وضعیت بود باید اتحاد کارگرها را انجام می دادیم. خاطرم است در دادگستری می رفتم به حدیثی از امام جعفر صادق(ع) برخوردم که فرموده بودند: مردم در دنیا به سه چیز احتیاج دارند:عدالت، امنیت و رفاه. این جمله را به عنوان شعار انتخاب کردم و در سربرگ کارگری گذاشتم. برای انجمن کارگری انتخابات پرشوری برگزار شد و 850 نفر در انتخابات شرکت کردند، در سال 1386 و به عنوان رییس انجمن مدیره صنفی در این قضایا انتخاب شدم.
کارهای بزرگی برای اولین بار در بافق انجام شد از جمله، بیمه تکمیلی برای شرکتیها یک فروشگاه باز در شهرستان، صندوق قرض الحسنه ثامن که یک سال هم برتر استان شد، با اتحاد و پیگیری منجر شد به تبدیل وضعیت بچه ها، «صدر محمدی» که مدیر عامل تهیه و تولید بود، در جمعی به من گفت: تو می خواهی کاندید مجلس شوی، تو می خواهی نماینده شورا شوی، من در بافق اسکله می زنم و تبدیل وضعیت نمی کنم، چون قانون نیست! الحمدا... باعث شد بالغ بر 1600 نفر بچه ها تبدیل وضعیت شوند، من شرمنده گروهی مثل بچه های شهداب، و بعضی از  قسمتها هستم که نتوانستم برایشان کاری انجام دهم. انشاءا... مرا ببخشند، چون من به جایی رسیده بودم که نمی توانستم برای آن ها پیگیری کنم. تبدیل وضعیت از سال 88 شروع شده است قانونی که آمد و این قانون هم خیلی جاها اجرا نشد؛ اما با توجه به خواست خدا و همت بچه ها تبدیل وضعیت شدند، تبدیل وضعیت یعنی استخدامی موقت.
افق کویر: کارکنان تبدیل وضعیت نسبت به قبل چقدر حقوقشان فرق کرده است؟
 قابل توجه است.
افق کویر: وضعیت مالی سنگ آهن چرا به نظرتان خوب نیست؟
 با توجه به بازاری که چین ایجاد کرده بود و خریدهای خوبی که از سنگ آهن می کرد، قیمت سنگ 120 الی 130 دلار بالا رفته بود. چین یکباره با توجه به بهانه تحریم، یکی هم که انبارهایش پر شده بود، سنگ را کم کرد. داخل کشور هم تحریم بود، نقدینگی در داخل نبود، بنابراین قیمت سنگ به شدت کاهش پیدا کرد و قیمت سنگ شد 120 دلار، شاید الآن هم کمتر نیز باشد و دیگری متأسفانه سنگ آهن واگذار شرکتی شد که مثل خوره دارد سنگ آهن می خورد.
افق کویر:با این اوصاف شما با خام فروشی موافق هستید؟
 نه؛ ولی سنگ آهن برای این که مثل قضیه تعاونی مسکن طرحهایش را پیاده کند، نیاز به پول دارد. 
افق کویر: پول آن از چه طریقی تأمین شود، مهم نیست؟!
 نیاز به خام فروشی دارد، خام فروشی درست است که بد است؛ ولی کمک می کند و اگر سیاستهای دولت بود اجرا شده بود. ما نیاز به خام فروشی نداشتیم و در آن زمان سیاستهای دولت نیز حمایت می کرد و پول هم بود ما نیاز به خام فروشی نداشتیم، طرحهای سنگ آهن زمانی شروع شد که سنگ آهن به بی پولی خورد. 
افق کویر: پس طرحهای جوار معدنی با توجه به بی پولی سنگ آهن به جایی نمی رسد؟ 
این طور نیست، شاید زمان آن بیشتر شود؛ اما با توجه به سیاستهای دولت و همتی که مسئولین و کارگروه دارند، از طریق «فاینانس» و «یوزانس» و وام های دولتی می توان این کارها را انجام دهد، مثل اینکه در جاهای دیگر نیز انجام شد.
افق کویر: پول که نیست چطور ممکن است؟
 خود دولت پول دارد، شاید سنگ آهن پول نداشته باشد، اما با وام های کم بهره ای که بعضی کشورها کمک می کنند اگر زرنگ باشند و اگر مسئولان خوبی در این قضایا باشند که بتوانند آن ها را جذب کنند، انشاء ا... حل شود.
افق کویر: وقتی قسط وام ها را پرداخت نکنند چطور؟ 
خوبی سنگ آهن این است که سوددهی عجیبی دارد و ظرف 3 سال سوددهی را بر می گرداند و خوبی وام های دولتی، فاینانس و یوزانس هم این است که زمانی برداشت می کنند که طرح شما به بهره برداری رسیده باشد. متأسفانه سیاستهای غلطی که در کارخانه کاشی بافق اتفاق افتاد که سیاستهای آن اشتباه بود، جالب این است که در میبد و اردکان تعداد کارخانه کاشی آن ها زیاد می شود؛ اما در اینجا به خاطر سیاستهای غلط همان یکی را هم نتوانستیم اداره کنیم.
افق کویر: چرا در زمان اتفاقات سال 90سکوت اختیار نکردید؟
سال 90 زمانی بود که اوج بیداری مردم را رساند و زمانی بود که به یک بچه بافقی توهین شد، در آن زمان شهر و مردم و همه... هزینه دادند و یک سربلندی بود و احساس حقارتی پیش آمد که متأسفانه مجموعه استانداری با کج اندیشی و سیاست اشتباهی که داشت باعث اتفاقات ناخوشایندی در بافق شد.
افق کویر: چرا سال 85 وارد این ماجراها نشدید؟
 یکی از اظهار ندامتهایی که من می کنم که اولاً آن زمان تأثیر گذاری که آن دوره داشتم؛ فقط یک فعال اجتماعی و فرهنگی بودم در شهر و سن بالایی نداشتم و بی تجربه بودم؛ اگر تجربه سال 90 را داشتم سال 85 هم داشتم، قطعاً همین کار را می کردم.
افق کویر: سال 90 حمایتهایی می شد و احساس می شد یک نفر جریانات را هدایت می کند، نظر شماچیست؟ 
شخصاً یکی از کسانی بودم که دنبال این قضایا بودم، تحلیلم این بود که عسکری می تواند موفق عمل کند؛ چون دنبال مدیر بومی بودم؛ حتی انجمن صنفی برای اولین دفعه در تاریخ شهرستان سال 89 نامه ای نوشت به مجموعه وزارت صنایع و چند نفر از مدیران را معرفی کرد که افرادی چون مظفری، یاراحمدی، عسکری، دهستانی، ابوطالبی، حسن تشکری و خدا بخشی، بعدها متوجه شدم که نامه خیلی تأثیر گذار بوده است.
افق کویر: چرا سال گذشته سکوت اختیار کردید؟ 
سال گذشته اتفاقاتی که افتاد خوب شروع شد؛ حتی باعث و بانی آن اعتراضات چند لحظه ای اول خود بچه های ما بودند. جلسه ای در یکی از باغات مبارکه تشکیل شد. بچه ها به این نتیجه رسیدند که کار را راه بیندازند، 15 روز بعد که اولین اعتراضات شروع شد با یک انتظاراتی شروع کردیم تا 28 سعی کردیم که 5/28 درصد برگردد و قانون لغو شود. متأسفانه اصلاً توجه نکردند تا اینکه در یک شب در شرکت سنگ آهن بعد از اینکه معاون سیاسی امنیتی و اجتماعی صحبت کرد یکی از دوستان به خاطر جریانات خاصی که بود شروع کرد شعار علیه مدیر بومی دادن؛ آنجا بود که فهمیدم یک بازی است و خودم را کنار کشیدم و اصلاً وارد نشدم، خیلی ها توصیه کردند تا مرحله ای هم جلو آمدم تا کمک کنم چند جلسه با دوستان گرفتم، تحلیلم این بود که در حال افتادن در دامی هستیم که بعدها شاید افسوس آن را بخوریم و وارد جریانات نشدم.
افق کویر: شما به عنوان فعال کارگری چه کمکی می توانید بکنید تا صورت جلسه 09/06/93 اجرا شود؟ 
صددرصد موافق این صورت جلسه هستم؛ ولی روش آن را دوست ندارم. قضیه صورت جلسه را به یک جنگ تشبیه می کنم باید یک امتیاز بدهی و سه امتیاز بگیری مثل مذاکرات؛ متأسفانه بر روی مواردی تأکید کردند که آقایان بالا این موارد را بهانه می کنند تا صورت جلسه اجرا نشود. مثلاً وقتی استانداری می گوید نماینده کارگرها خود کارگرها باشد به نظر من باید بپذیریم؛ وقتی فردی که نماینده کارگرها شده و می گویند قانون هست و گفته آن ها درست است افرادی که می خواهند از صباغیان استفاده کنند در قسمتهای مختلف استفاده کنند تا بهانه را از آنها بگیرند.
افق کویر: به نظر شما اگر نماینده کارگری تغییر کند آیا صورت جلسه ضمانت اجرایی دارد؟
با این کار بهانه را از آنها می گیریم و به مجموعه ای می رسیم، دوباره می توانیم صباغیان را نماینده کارگرها کنیم؛ اگر دیدیم بازی است می شود. دوباره صباغیان را نماینده کارگران کرد.
افق کویر: اعتراضات 13 روزه و 38 روزه چه دستاوردهایی داشت؟ 
هیچکدام دستاوردی نداشتند. یکسال است که 5/28 درصد لغو شده، چه اتفاقاتی برای بافق افتاده است. متأسفانه پول جای دیگری می رود. 
                                 ادامه دارد...