نمایش خبر نمایش خبر

سردرگمی بحران


به گزارش مرکز اطلاع رسانی شرکت،محمد جواد عسکری مدیرعامل شرکت سنگ آهن مرکزی در جلسه ای با حضور معاونان، مدیران و سرپرستان، ازتشکیل کمیته ای تحت عنوان"کمیته پیشگیری از بحران" خبر داد و اظهار داشت: کمیته ای متشکل از کارشناسان واحدهای برنامه ریزی و مالی تشکیل داده ایم تا ضمن تحلیل اوضاع فعلی اقتصادی شرکت و بازارهای داخلی و خارجی، برنامه های اقتصاد مقاومتی شرکت رابه منظور کاهش هزینه های جاری و سر بار اعلام کنند تا بتوانیم با کنترل هزینه ها وکاهش آن، از این بحران فراگیر، به سلامت عبور کنیم.
نیروی انسانی اصلی ترین و مهمترین سرمایه شرکت
وی نیروی انسانی را برترین سرمایه شرکت دانسته و افزود : از آنجائیکه، به نیروی انسانی به عنوان اصلی ترین ومهمترین سرمایه شرکت نگاه می کنیم، پرداخت دستمزد کارکنان در اولویت مخارج ماست. اولویت دوم نیز بر اجرای طرحهای جوار معدنی شرکت است که آینده شهر و مردم به آن وابسته می باشد. بنابرین، این بحران را باید به گونه ای مدیریت کنیم که به این دو مسئله کمترین ضربه وارد شود .
عسکری در ادامه به وضعیت بحرانی بازار اشاره و اظهارداشت: به علت تعطیلی پروژه های عمرانی دولت تقاضای فولاد کاهش یافته که به تبع آن سنگ آهن نیز کاهش تقاضا و قیمت داشته است. علاوه بر آن، فولاد سازان توانایی پرداخت بدهی های خود را به معادن سنگ آهن بدلیل همان رکورد در پروژه های عمرانی ندارند. از اینرو مشکلات امروز که ناشی از سوء مدیریت وتحریمها در 5 الی 6 سال گذشته بودگریبانگیر این بخش از اقتصاد کشور شده است.
در گندله سه چاهون دست به ریسک بزرگی زدیم
مدیر عامل شرکت به مسئله بهره مالکانه معادن در سال گذشته اشاره کرد و افزود: در سال 94 مبلغ 547 میلیارد تومان به عنوان بهره مالکانه برای شرکت، منظور کرده و بصورت قانونی از مراجع قضایی پیگیری نمودند. خوشبختانه با همت مسئولین استان و همکاران بنده ومسئولان قضایی استان و شهرستان توانستیم این بدهی را از سر شرکت بر داریم. در غیر اینصورت عملا شرکت به بحران بزرگی می رسید و بایستی ماهیانه تا سال 95 مبلغ 37 میلیارد تومان پرداخت می کردیم که در این صورت کلیه طرحهای ما با رکود مواجه می شدو شرایط بسیارحاد می گشت.
وی در ادامه به حضور شرکت با سابقه کوبه استیل ژاپن در گندله سه چاهون اشاره کرد وگفت: ما در گندله سه چاهون دست به ریسک بزرگی زدیم و به دلیل تعلل و کوتاهی شرکت چینی، در تاریخ تمدید قرارداد، شرکتهای قبلی را به طور کامل کنار گذاشته و با شرکت کوبه استیل ژاپن که سابقه درخشانی در این زمینه در کشورهای عمان، ونزوئلا، شیلی، ژاپن و ایران دارد قرارداد بستیم که امیدواریم در سررسید قرارداد این کارخانه عظیم به بهره برداری برسد.خوشبختانه بحث فایناس آن نیز حل شده و کلیه سرمایه گذاری در این پروژه توسط NFCانجام خواهد شد و از این بابت مشکل نداریم. مطمئنا نگاههای بسیاری این اقدام جسورانه ما زوم شده است. این اطمینان را به مردم می دهم که کارخانه ای که با وسایل و ماشین آلات ژاپنی – اروپایی ساخته می شود به مراتب بهتر از کارخانه های چینی است نظیر همین کارخانه کنسانتره سنگ آهن که بدلیل اینکه تجهیزات اروپایی درآن به کار رفته است، به راحتی می توانیم برای افزایش تولیدش برنامه ریزی کنیم و مطمئن باشیم که توانایی آن را خواهد داشت.
عسکری درباره کارخانه فولاد یک میلیون تنی بافق کسری نیز گفت: قرارداد فولاد بافق کسری نیز به وسیله یوزانس انجام خواهد شد و به جز 15درصد هزینه پیش پرداخت اولیه، کلیه هزینه ها بوسیله تعهدات یوزانس پرداخت می شود.
در پی انتشار این خبر، مهندس محمد حسن تشکری، رییس سابق حسابرسی صنعتی شرکت سنگ آهن، با اعلام این که در وضعیت کنونی شرکت سنگ آهن در حد بحران نیست، گفت: اولین اقدامی که باید در این موقعیت انجام شود، این است که وضعیت مالی و  میزان طلب سنگ آهن از ذوب آهن اصفهان ،فولاد خوزستان وفولاد مبارکه که باعث بی پولی سنگ آهن شده است، مشخص و شفاف گردد.
وی که در گفتگو با بافق خبر، نظرات خود را بیان کرده، افزود:راهکار دوم این است؛ در بحث سرمایه گذاری شرکت سنگ آهن، آنچه همیشه مد نظر بوده این است که باید  بخش خصوصی فعال شود .بخش خصوصی برای سرمایه گذاری ماده اولیه  آب ،برق ،زمین و نیاز دارد. شرکت باید تکلیفش را با منابعی که دارد مشخص کند .
تشکری افزود:این در حالی باید باشد که شرکت سنگ آهن چغارت از انحصار فروش سنگ آهن بیرون آمده و برای سرمایه گذاری مثل فولاد ابویی سنگ اندازی نشود،همچنین در مقابل ورود بخش خصوصی مقاومت نکنیم  و مشتری خرید سنگ آهن چند شرکت باشند.
مبلغی که به پرسنل پرداخت می شود دستمزد سعی و تلاش آنها است
 این کارشناس معدنی و مدیر سابق سه چاهون در ادامه بیان داشت:  سوء مدیریت باعث می شود که از کارخانه آگلومراسیون  به گفته خود پرسنل آن که الآن هفت ماه از سال گذشته است بیش از ۲۰ روز کار نکرده است ،لذا باید نیرو جایی به کار گرفته شود که بیکار نباشد؛ وقتی نیرو بیکار شد تبعات بدی خواهد داشت .
محمدحسن تشکری در مورد جریانات اخیر سنگ آهن گفت : بنده معتقد هستم چیزی که در شرکت سنگ آهن مطرح می شود بحران نیست و فقط هیاهو است وبیشتر می خواهند اضطراب  دربین کارگرهای شرکت ایجاد شود وآن هماهنگی بین آنها به هم بریزد .
رییس سابق شورای اسلامی شهر بافق، تأکید کرد: چگونه است که مدیرعامل در تیرماه سال ۹۳ در حضور وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی در بافق، قول استخدام ۱۵۰۰ نفر داده است . مدیر این چنین قول هایی را می دهد و به بحران می خورد باید تجدید نظر کند .
عضو شورای اسلامی شهر بافق افزود : مبلغی که به پرسنل پرداخت می شود دستمزد سعی و تلاش آنها است و هر چه به موقع پرداخت شود باعث دل خوشی آنها و در نتیجه بهتر کار کردن و افزایش راندمان کار می شود. همین کارگران بودند که  تولید شرکت را در بخش دانه بندی وکنسانتره تا بالای ۶میلیون تن در سال رسانده اند و به آن افتخار می شود.
در تازه ترین واکنش به گفته های محمد جواد عسکری، مدیرعامل سابق شرکت سنگ آهن را وادار به اظهار نظر کرد. دکتر علیرضا یاراحمدی، استادیار دانشگاه یزد و عضو هیئت علمی گروه معدن این دانشگاه که چند ماهی مدیریت این شرکت را برعهده داشت گفت: زمان مدیریت بنده قیمت سنگ آهن عيار 60 درصد، بالاي ۱۰۰ دلار بود و حتي قبل از آن با قيمت بالاتری فروش رفته است به گونه ای كه قرارداد پاكستان عددي حدود 135 دلار به ازای هر تن بود، ولي الان به خاطر پایین آمدن قیمت جهانی تا 40 دلار و حتي براي سنگ آهن هاي كم عيارتر کمتر و از طرفي پايين آمدن قيمت فولاد و به طبع آن قيمت فروش داخل، درآمد  ناشي از فروش داخل و خارج فقط کفاف هزینه را می دهد؛ البته اين بحران هر چند سال يك بار اتفاق مي افتاد؛ ولي حداکثر 6 ماه بيشتر پايداري نداشت؛ مثلا در زمان مدیریت مهندس احمدیه  همین شرایط بود و قیمت سنگ به 44 دلار هم رسيد و هیچ مشکل خاصی در پرداخت هزینه های تولید به وجود نيامد كه عرض كردم دليلش ناپايداري قيمت پايين بود.
وی که در گفتگو با پایگاه خبری "بافق خبر" شرکت می کرد، افزود: پایین آمدن قیمت سنگ آهن اتفاقی است که افتاده و دقیقاً معلوم هم نيست چقدر ادامه خواهد يافت و به نظر بنده حداقل تا بعد از عيد نوروز، تغییر محسوسی نخواهد داشت. حال بررسی کنیم در این وضعیت چه بايد كرد؟آيا مي توانيم مثل قبل پرداخت هاي كلان به صندوق بازنشستگی  فولاد را داشته باشیم (حدود۲۷۰میلیارد تومان) ؟آیا بدون نقد کردن مطالبات چند صد میلیاردی شرکت امکان جلوگیری از ورشکستگی شرکت وجود دارد؟ آیا هنوز هزینه های جاری هنگفت؛ بعضی سازمان ها و شرکت ها را می توانیم جبران کنیم؟ آیا قرارداد هایی که هر ساله بعضاً به حق یا به ناحق50 تا 100 درصد افزایش می یابند امکان تمدید دارند؟ آیا امکان سرمایه گذاری بر روی طرح هایی که امکان ایجاد ارزش افزوده منطقه ای دارند هنوز ممکن است؟ آیا مثل قبل می توانیم به مجموعه هایی مثل تعاونی مسکن و . . . . کمک کنیم؟ آیا توان پرداخت اضافه کاری های زیاد و افزایش تولید تا چند برابر حقوق را داریم؟ و سؤالاتی از این دست همه و همه پاسخ منفی دارند؛ مگر بتوان تدابیر خاصی را برقرار کرد که در این چند دقیقه مصاحبه شما نمی گنجد.
وی اظهار داشت: آن روز که مقاومت می شد تا شرکت دولتی بماند یا حداقل به صندوق بازنشستگی واگذار نشود پیش بینی امروز می شد. در سالی که شرکت حدود 1000 میلیارد درآمد داشته است؛ اگر خبر صحیح باشد که صندوق 270 میلیارد  از آن را جذب کرده است خب این فاجعه است؛ چرا که همه سود همین مقدار است و امکان هر نوع سرمایه گذاری را غیر ممکن می کند و لذا همین عدد می توانست کارخانه فرآوری با ورودی عیار های پایین را راه اندازی کند تا امروز مجبور به فروش مثلاً  تنی 20 دلار نباشیم.
راهکارهای خارج شدن از وضع فعلی
عضو هیئت علمی دانشگاه یزد تأکید کرد: اگر شرکت سنگ آهن بخواهد هزینه های تولید را پرداخت کند با این شرایط اعتباری برای سرمایه گذاری ندارد و باید مطالبات خود از ذوب آهن اصفهان و فولاد اهواز و مبارکه اصفهان را وصول کند. به نظر می رسد هر چه در این چند سال از مطالبات ذوب آهن اصفهان که طی 10 تا 15 سال اتفاق افتاده بود کم شده است به همان میزان و شاید هم بیشتر به مطالبات فولاد مبارکه و اهواز افزوده شده است. این بدان معنی است که طی این چند سال ایشان علاوه بر ارزش افزوده سنگ آهن پول ما را سرمایه گذاری کرده اند. خوب حالا در این شرایط جبران نمایند! البته این کار به سود ایشان است؛ زیرا هر نوع  خللی در کار معادن سنگ آهن بوجود آید، اول دودش به چشم فولادی ها می رود؛ البته نکته دیگری در این بحث وجود دارد و آن ارزش افزوده ی فولاد است که در دنیا 25 تا 35 درصد آن نصیب شرکت های معدنی می شود؛ ولی در ایران فقط 14 درصد آن که جدیداً زمزمه چانه زنی فولادی ها برای کم کردن آن نیز شده است که اگر امروز در مقابل آن مقاومت نشود فردا نخواهیم توانست حق معدن را از فولادی ها گرفت. الان حداقل ارزش افزوده را فولاد سازی ها و دلالان سنگ آهن و فولاد کسب می نمایند و به معدن عملاً چیزی اختصاص نمی یابد. شاهد موضوع نیز وضعیت شهرها و کارکنان شرکت های فولاد سازی نسبت به مردم و وضعیت شهر های بهاباد، بافق، خواف سیرجان، زرند، طبس و شاهرود است. در اینجاست که جنم مدیران ظاهر می شود. از خود گذشتگی می خواهد و عدم وابستگی و عمل به قانون و حتی تغییر قانون اگر قدمان برسد.
وی در مورد یکی از راهکارهای خارج شدن از وضع فعلی گفت: به جای اینکه هر قسمت از بخش فولاد سازی کشور جزیره ای عمل کند و هر کس برای خودش و به سود خودش برنامه ریزی نماید. باید یک مجموعه متشکل از معادن و شرکتهایی که در چرخه فولاد نقش دارند تشکیل شود و با یک سود حداقلی برای گذر از این بحران برنامه ریزی نمایند.
مدیرعامل سابق سنگ آهن بیان داشت: مقام معظم رهبری (دامه حفاظاته) از سال گذشته شرایط را پیش بینی و روی اقتصاد مقاومتی تأکید کردند و به نظر می رسد تنها راه حل همین است. مجموعه مدیریت شرکت سنگ آهن باید از مدتها قبل این شرایط  را پیش بینی و دست به عصا حرکت می‌کردند و افراط و تفریط اتفاق نمی افتاد. بطور مثال در زیر به چند مورد اشاره می شود: افزایش هر ساله مبالغ قراردادهایی مثل استخراج معادن چغارت و سه چاهون، بدون توجه و حتی یک بررسی ساده فنی اقتصادی روی گزینه امکان راهبری بخش معدن توسط خود شرکت با خرید آرام تجهیزات و راهبری نیروها با تکیه بر تعداد زیاد نیروی مدیریتی و مهندسی موجود در شرکت و طبیعتاً کم کردن هزینه ها و جذب سود هنگفتی که در این چندین سال نصیب شرکت هایی شده است که با یک دستگاه حفاری وارد شرکت شده اند و امروز قطار کامیون ها و بیل های مکانیکی ایشان به صدها متر می رسد. در هر صورت در این شرایط  شرکت های پیمانکار نیز بایستی در مقاومت شرکت حضور داشته باشند و در مناقصه های هر ساله چنان عمل کنیم که علاوه بر ایجاد رقابت سالم قیمت های برنده نیز مقاومتی و چنان باشد که شرکت سنگ آهن مرکزی را سر‌ پا ‌نگه دارد. قرارداد تأمین اتوبوس، سواری و کامیون به نظر اینجانب از ابتدا اشتباه بود و به نظر می رسد با افزایش مبالغ آن هر ساله به معظلی بزرگ برای شرکت تبدیل شده است. به نظر اگر سالانه عددی حدود 10 میلیارد تومان ماشین آلاتی از این دست خریداری کرده بودیم و نیروهای حمل و نقل، استخراج، بارگیری، تعمیرگاه و . . . را به نیروی اضافی انتظامات، روابط عمومی یا ... تبدیل نکرده بودیم امروز در شرایطی به سر می بردیم که علاوه بر راندمان بالای کاری هزینه های فوق الاشاره را نداشتیم. قرارداد های مشاوره مهندسی شرکت در شرایطی سر به فلک کشیده اند که بالغ بر 400  نفر کارشناس خبره با‌تجربه و آموزش دیده در قسمت های مختلف شرکت کار می کنند و بکلی غیر فعال شده اند. مسئله را مشاور می‌یابد، طرح را مشاور می دهد، نظارت را مشاور می کند و . . .  پس من مهندس چه کرده ام. گاهی گزارش مشاور را حتی یک نفر در شرکت مطالعه نمی‌کند؛ البته جسارت نشود نه به این معنی که نخواهد. در هر صورت به نظر می رسد راهی نداریم جز اینکه مهندسین مان  به صورت تیمی فعال شوند و دست به قلم گردند و این هزینه را نیز به سبد درآمدهای شرکت بازگردانند؛ البته در خصوص قراردادهای جدیدی که هر ساله با عناوین تازه به شرکت تحمیل شده اند در فرصتی دیگر بحث خواهیم کرد. در طرح طبقه بندی قرار بود هر 4500 نفر کارمند و کارگر موجود در شرکت تحت الشعاع قرار بگیرند و علاوه بر چارت موجود چارت خاموشی تعریف شود تا کارکنان شرکتی، قرارداد کار معین و رسمی ها به فراخور زحمتی که می کشند بهره مند شوند. این مهم اتفاق نیافتاد و دلگرمی که می توانست امروز پشتوانه مدیریت شرکت باشد توزیع نشد. در هر صورت امروز شرکت اضافه کاری نمی خواهد و افزایش تولید هم ندارد چه باید بکند؟ خب اگر شرکت را از خودمان بدانیم بایستی ما هم زندگیمان را بر اساس حداقل ها بگذاریم و در شرایط سخت با شرکت هم آوایی کنیم؛ طبیعتاً در چنین شرایطی هر که بامش بیش برفش بیشتر؛ یعنی عزیزانی که به هر دلیل حقوقی بیش از میانگین می گیرند بایستی خود را به میانگین نزدیک کنند؛ حتی اگر اضافات آن در دیون ایشان از شرکت قرار می گیرد و کسانی که کمتر از میانگین دریافت می کنند بخش سایرشان کمی افزایش یابد تا با کاهش اضافه کاری و افزایش تولید دچار بحران نشوند؛ البته در خصوص خرید ها و ریخت و پاش های همیشگی هم تصمیمات خوبی می توان گرفت که طبیعتاً به ذهن هر کسی می رسد که چگونه عمل نماید. آنچه مهم است اینکه در این شرایط بایستی صبر کرد و امیدوار بود که روزهای بهتر در راه است چنانچه در زمان جنگ هم چنان بود و چنین شد.
این گفته ها در حالی مطرح است که سایه ای از شک و تردید در میان کارگران رخنه کرده و هر روز اخبار ناگواری از وضعیت شرکت به گوش می رسد. در این میان آنچه که برای مردم مهم است، این میباشد که آیا واقعاً بحران آمده است یا خیر؟! آیا بحران وجود دارد؟ بحران هست یا نیست؟! کدام به وضعیت فعلی شرکت مشابه است؟! قوانین و شواهد چه چیزی را خواهد گفت؟! مدیریت بحران چه نقشی در حل این معما خواهد داشت؟!