نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

رنگین کمان

ساده باشیم اما ساده لوح نباشیم

اگر در تاریخ اسلام و تاریخ ایران گشتی بزنیم به افراد ساده‌لوحی  برمی‌خوریم که با ساده‌لوحی خود مسیر اسلام  و ایران عزیز را منحرف کرده‌اند و گوش به حرف زعمای قوم  ندادند اینان هم دین اسلام را و ایران را به قهقرا کشاندند ابوموسی اشعری  و حاج میرزا آقاسی هرچند این دو نفر با اختلاف زمانی 1400 سال و منطقه‌ی جغرافیایی کاملا متفاوت زندگی می‌کردند ابوموسی اشعری در بین اعراب غیر متمدن و بدوی در شبه جزیزه‌ی عربستان و حاج میرزا آقاسی در ایران اما ساده لوحی هر دو بلایی برسر مسلمانان و ایرانیان  آوردکه تا قیام قیامت  هیج انسان آزاده‌ای آن را فراموش نمی‌کند  تاریخ می‌گوید حاجی میرزای آقاسی آخرین صدر اعظم محمد شاه قاجار آنقدر خود باخته و از اعتماد به نفس پایینی برخوردار بود گفته‌اند که در مسائل مدنی، داخلی، روابط بین‌الملل و به ویژه ارتباط با بیگانگان برخورد بسیار ساده‌لوحانه‌ای داشت به طوری که در کمال تعجب هر نامه‌ای را که به زیردستان خود می‌نوشت، یک نسخه را به سفارت‌های روس و انگلستان هم می‌فرستاد. در این باب، میرزا محمدتقی‌خان که وزیرش بود بارها به او تذکر می‌داد اما او گوشش بدهکار نبود و در مقابل بیگانگان دچار مقداری حس خودکم‌بینی بود. و ابو موسی اشعری کسی بود که علیرغم مقاومت مولای متقیان علی ابن ابی طالب (ع) و یاران با وفایش و با توجه به اینکه مولا و یارانشان می‌دانستند ابوموسی اشعری نه شهامت و نه توانایی مقاومت  در برابر فرد زیرک و باهوشی مانند عمر عاص را دارد به همین خاطر در قضیه حکمیت تا اخرین لحظه مقاومت کردند ولی گوش مردم ساده‌لوح بدهکار نبود و خوانده‌اید که چگونه این مرد ساده‌لوح مقهور عمر عاص شده و اما جریان ابوموسی اشعری و حاجی میرزای آقاسی امروز در بافق تکرار شده ما امروز شاهدیم مافیای قدرت و ثروت دست به دست هم دادند و حکمیتی از نوع مدرنیته‌اش را در جریان هیئت مدیره سنگ‌آهن پذیرفته اند  با و جودیکه می دانیم به قول قدیمی‌ها اگر شکمبه گوشت شد دشمن هم دوست می‌شود بازهم مانند ابوموسی اشعری و حاج میرزا آقاسی ساده‌لوح افراد متین دلسوخته‌ی بومی را حذف می‌کنیم و رضایت می‌دهیم کسانیکه یک روزی مانند افعی سرمایه‌ی این مردم محروم را بلعیدند جایگزین کسانی  بشوند که مدت‌ها برای این مرز بوم زحمت کشیده‌اند و خاک این خطه را خورده‌اند  آقایان محترم سنگ‌آهن ارث پدر و مهریه‌ی مادر کسی نبوده و نیست و مردم بافق پیوند اخوت دائمی با کسی نبسته‌اند یادتان باشد این مردم فرزندان عبدالرضا‌خان بافقی هستند اگر روزی احساس کنند که افرادی ساده‌لوح حتی بدون غرض دست مافیای قدرت و ثروت را در هیئت مدیره سنگ‌آهن باز می‌کنند بدون اغماض چنان سیلی محکمی به گوش آنان بزنند که دیگر از جای خود بلند نشوند اما سخنی به مسئولین محترم  استان و بافق و شورای شهر ستان دارم آقایان محترم مردم بافق مردمی مؤمن و قانون‌مدار هستند و هرگز اجازه نمی‌دهند فرصت طلبان سیاسی مسیر مطالبات به حق آنان را منحرف کنند و تا زمانی‌که احساس کنند مسئولین محترم در جهت احقاق حقوق آنان تلاش می‌کنند دست آنان را به گرمی می‌فشارند در غیر این صورت اگر لازم باشد حق خود از مجاری مسئولین کشوری پیگیری خواهند نمود آن موقع زمستان می‌رود و رو سیاهیش برای زغال می‌ماند از مسئولین استان مخصوصاً از استاندار فهیم و فرماندار تلاشگر و بی‌ادعای بافق تمنا داریم یک بار برای همیشه زنجیر عدالت را در شهرستان بافق به صدا در آورند و نگذارند چشم فرشته‌ی عدالت در شهرستان بافق برای همیشه‌ی روزگار لوچ بماند در غیر این صورت در دولت تدبیر و امید آخرین امید مردم نا امید می‌شود اینجانب بدون وابستگی گروهی و سیاسی و بدون در نظر گرفتن سابقه‌ی دوستی  به عنوان روایتگر غصه‌های مردم بافق وظیفه‌ی خود می‌دانم قصه‌گویی غصه‌های مردم شهرم باشم و با توکل بر تنها مرجع نهایی جهان هستی ضمن احترام به قانون و قانونمداری تا رسیدن به سر منزل مقصود روایتگر صادق مردم بافق باشم امیدوارم خداوند هم در این مسیر دستم را بگیرد و گرنه به تنهایی هم عاجزم و هم روسیاه (امین)        قصه‌گوی غصه‌های شما
عباس ابراهیمی خوسفی