نمایش خبر نمایش خبر

ربا و رباخواری در اسلام«بخش اول»


یکی از مسائل مهم در اسلام مساله لقمه حلال و دوری کردن از لقمه حرام است که برای هر کدام از آنها آثار و پیامدهایی در آموزه های دینی ما وارد شده است.
اسلام، خواهان این است که مسلمین به سراغ لقمه حرام نرفته و از آن دوری کنند زیرا آنچه در مسیر رسیدن به هدف از خلقت بشر، سنگ اندازی و مانع تراشی می کند لقمه حرام است.
لقمه حرام به سرعت، ما و نسل ما را به بیراهه می کشاند و از مسیر صراط مستقیم دور می کند.
لقمه حرام با انجام کنش ها و واکنش هایی که در بدن رخ می دهد به قطرات خونی تبدیل می شود که توسط قلب به تمام بدن منتشر می شود و هر عضوی از اعضای بدن ما که با لقمه حرام آشنا شد بلافاصله با گناه نیز آشنا و به آن آلوده می شود.
به طور قطع و یقین می توان اینگونه ادعا کرد که غیر ممکن است فردی لقمه حلال خورده باشد ولی گناهی از او سر بزند چرا که هر گناهی از پس لقمه حرامی شکل می گیرد.
بنابراین، شیطان رجیم که دشمن بشریت است با واداشتن بشر به سمت حرام خوری، در واقع، او را به سمت معصیت خداوند متعال سوق می دهد و در راستای تلاش عامدانه خود برای اغوای بشر گام و قدم بر می دارد.
به همین دلیل است که در فرمایشات نورانی اهل بیت (ع) به لقمه حلال توصیه و سفارش شده و نتایج حاصله از آن را برای مردم بیان فرموده اند:
رسول خدا (ص) فرمود: هرکس لقمه حلال بخورد فرشته ای بالای سر او می ایستد و برای او استغفار می کند تا از خوردن آن لقمه حلال فارغ شود.(مکارم الاخلاق،ص150)
و در کلام دیگری فرمود: هرکس 40 شبانه روز حلال بخورد قلب و دلش نورانی خواهد شد.(عده الداعی و نجاح الساعی،ص153)
اما اگر حرام بخورد به محض اینکه لقمه حرام در بدن او وارد شد تمامی فرشتگان زمین و آسمان او را لعنت و نفرین کرده و خداوند متعال نیز نگاه رحمت خویش را از او بر می دارد و در خشم و غضب خدا قرار می گیرد. اگر توبه کند خداوند نیز می پذیرد اما اگر بدون توبه بمیرد قطعاً وارد دوزخ و عذاب الهی خواهد شد.(بحارالانوار،ج63،ص314)
این هشدار را جدی بگیریم!
نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آرامش و شادابی در هر خانه، وابسته به عنایت و رحمت خداوند متعال است بنابراین اگر خداوند متعال، نگاه رحمت و مهربانی خویش را از خانه ای بردارد، دیگر اهل آن خانه، شادی و نشاطی نخواهند دید و دائماً درگیری ها و اختلافات و دعواها را از اهل آن خانه شاهد هستیم و یک روز خوش بر آنها نمی گذرد و البته این ناخوشی ها و تلخ کامی ها در پرتو لقمه حرامی است که وارد آن خانه شده است.
اهل آن خانه اهل گناه و معصیت شده و کم کم انوع مفاسد و معاصی را از اهل آن خانه شاهد خواهیم بود.
این نکته، هشدار بسیار مهمی است برای خانواده هایی که دغدغه دین و مذهب داشته و دارند.
به عبارت دیگر
هرکس خواهان آرامش نسبی در خانه و خانواده است و هر کس خواهان ارتباط بیشتر با خداوند متعال است
باید در لقمه هایی که وارد خانه او می شود دقت کند که مبادا لقمه ای حرام بر بدن آنها وارد شود که روزگار آنها را سیاه و تیره می کند.
یکی از مسائل مهمی که در اسلام، با جدّیت تمام به آن پرداخته شده و از آن نهی گردیده است مساله ربا است.
ربا یعنی سودی که غیر منطقی بوده و هیچ نفع عقلی و منطقی برای طرفین معامله نداشته باشد.
به عبارت دیگر، ربا سودهای بادآورده و بی زحمتی است که فقط به نفع یکی از طرفین معامله بوده و دیگری قطعاً متضرر خواهد شد در حالی که اگر سرمایه گذاری در یک امر شرعی صورت گرفته که تجارتی صورت گیرد و سود و زیان آن متوجه دو طرف معامله باشد حرام نیست.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله تعالی) کتابی به نام ربا و بانکداری اسلامی دارند که اجمالی از آن کتاب را با اندکی تصرف در عبارات، در این قسمت اشاره خواهیم کرد؛تحريم ربا از مسائل مهمّ اسلامى است و بازتاب گسترده‏اى در آيات و روايات دارد. بسيارى از فقهاى بزرگ هنگامى كه وارد اين مبحث شده‏اند تنها به دلايل سه‏گانه قرآن و حديث و اجماع بسنده كرده‏اند در حالى كه تحريم ربا را بى‏شك با دليل عقل نيز مى‏توان اثبات كرد.
بنابراين ادله اربعه، قرآن و سنّت و اجماع و دليل عق،) بر تحريم رباخوارى و اهميّت اين گناه بزرگ گواهى مى‏دهد.
دلیل اول؛ قرآن کریم
حداقل هفت آیه از قرآن کریم به صورت صریح به حرمت ربا اشاره کرده است
1.سوره بقره، آیه 275
اين آيه نخست به تشريح حال رباخواران در قيامت مى‏پردازد كه همچون ديوانگان يا افراد مصروع كه نمى‏توانند تعادل خود را حفظ كنند در عرصه محشر وارد مى‏شوند، گامى به جلو برمى‏دارند و زمين ميخورند و برمى‏خيزند و بازهم‏ گرفتار همان سرنوشت مى‏شوند.
آرى صحنه قيامت كانونى براى تجسّم اعمال انسانهاست؛ آنها كه تعادل اقتصادى جامعه را در زندگى دنيا از طريق رباخوارى بر هم زدند در آنجا به صورت مست و مصروع و افراد ديوانه و غير متعادل محشور مى‏شوند، و وضع ظاهرى آنان همه افراد محشر را متوجّه خود مى‏سازد.
اين مجازات دردناك يك دليل بر حرمت رباست.
2.سوره بقره آیه 276
در این آیه به این نکته تصریح می شود که خداوند، ربا را از بین برده و نابود می کند.
3و4.سوره بقره آیه 278 و 279
در این آیات، روى سخن را به همه افراد با ايمان و خداجوى كرده و با صراحت و قاطعيّت مى‏فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد تقواى الهى پيشه كنيد و آنچه از مطالبات ربا باقى مانده رها سازيد اگر ايمان داريد
سپس با لحنى فوق العاده تهديدآميز مى‏افزايد: «اگر فرمان الهى را- دائر بر ترك رباخوارى- اطاعت نكنيد خدا و پيامبرش به شما اعلان جنگ مى‏دهد.
بسيارى گمان مى‏كنند مفهوم اين جمله آن است كه «شما اعلان جنگ با خدا كنيد» در حالى كه جمله‏ «فَأْذَنُوا» با توجّه به مفهوم لغوى آن معنايش اين است كه خدا و پيامبر به شما اعلان جنگ مى‏دهند و معنى و مفهومش اين است كه پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم از آن زمان مأمور شد كه‏ اگر رباخواران دست از كار زشت خود نكشند با توسّل به اسلحه و نيروى نظامى آنها را بر سر جاى خود بنشاند.
به هر حال چنين تعبير تندى در هيچ آيه از قرآن درباره هيچ گناهى از گناهان وارد نشده و نشان مى‏دهد كه رباخوارى از ديدگاه اسلام تا اين حدّ خطرناك و پرمفسده است.
و در پايان آيه براى اين كه حق و عدالت رعايت گردد مى‏افزايد: «هرگاه توبه كنيد مى‏توانيد سرمايه‏هاى خود را از بدهكاران (بدون سود) بازپس بگيرد و به اين ترتيب نه ظلم و ستم كنيد و نه بر شما ظلم و ستمى مى‏شود
5و6.سوره آل عمران، آیات130و 131
اين دو آيه- بر خلاف آيات گذشته- به قسم خاصّى از ربا نظر دارد و آن رباى مضاعف است، يعنى آيه شريفه، حرمت رباى مضاعف را اثبات مى‏كند، نه اين كه رباى معمولى را مجاز بشمرد، بلكه نسبت به رباى عادى ساكت است.
در مورد تفسير رباى «اضعاف مضاعف» در بين مفسّرين گفتگو است و چند نظر در تفسير آيه وجود دارد:
اما قول مشهور- كه بسيارى از مفسّران آن را پذيرفته‏اند- اين است كه هنگامى كه بدهكار، سر موعد نتوانست بدهى خود را بپردازد، بدهى او را تا مدّتى به تأخير مى‏اندازد ولى با سود ديگرى كه فقط به سرمايه تعلّق مى‏گيرد؛ مثلا كسى یک میلیون تومان را به شخصى به مدّت يك سال وام مى‏دهد كه در پايان مدّت،1200000 هزار تومان به او بپردازد و اگر بدهكار نتوانست دين خود را ادا كند، طلبكار به او يك سال ديگر فرصت مى‏دهد، به شرط اين كه 000/ 200 تومان ديگر به عنوان سود اصل سرمايه به او بدهد، اين عمل شبيه همان جريمه دير كردى است كه متأسفانه بعضى از مؤسسات مى‏گيرند و مشروعيّت ندارد.
7. سوره نساء آیه 161
مطابق اين آيه، يهوديان مرتكب چهار عمل زشت و منكر مى‏شدند كه باعث حرام شدن بعضى از طيّبات بر آنها شد.
1- ظلم و ستمى كه اينها بر خود و ديگران روا مى‏داشتند.
2- آنها بطور وسيع و گسترده مانع انجام كارهاى خير مى‏شدند.
3- رباخوارى مى‏كردند.
4- از راه حرام ارتزاق مى‏نمودند؛ مانند كم‏فروشى، غش و تقلّب در معامله، شراب‏فروشى، قمار و مانند آن، كه از تمام آنها تعبير به اكل مال به باطل شده است.
اين آيه دلالت دارد بر اين كه رباخوارى بر يهود نيز حرام بوده است و جالب‏ اين كه على رغم تحريفاتى كه در تورات شده است، در دو جاى تورات كنونى تحريم ربا به چشم مى‏خورد.
ادامه دارد