نمایش خبر نمایش خبر

دل نوشته


عذرا عبدالهی شیطوری|
 به نام خودت که بهتر می دانی...
خداوندا! تا کنون برایت از دلتنگیهایم سخن از سرزبان می گشودم و عقده از دل می زدودم. اما حال می خواهم خواسته های خود را با زبان خود بر این تکه بی جان جاری سازم تا اجابتم نمایی.
الهی! آنچنان قدرتی عطایم فرما که چون به حاکمان می رسم، سر تعظیم فرود آور نباشم و چون به رعیتی شرف یاب می شوم، اخم تکبیر بر پیشانی ام جبهه نبندد.
پروردگارا! عظیم نور سبزی در وجودم روشن کن که تا به ظلمت بی پرده رسیدم، چادر حجاب چراغ را هم شود.
بارالها! مرا چشمانی پر سو بده تا ببینم که پدر بزرگ مهربانم پینه بر دست می دوزد تا کینه از دل بشوید، محنت زمین را با جان می خرد تا منت دیگران سایه ی سرش نشود زحمت می کشد تا رحمت مهمان همیشگی سفره اش شود.
ببینم که نان گندم می خورد و با دستان لرزانش بیل بر زمین فرو می برد و زمین را شخم می زند تا منت حاتم طایی ها را نکشد و با قلب مهربانش خاک را سیراب می کند تا خوشه های سبز ایمان بر دستان رنج دیده اش، سرود نوازش بنوازد.
خداوندا! تنها تو می توانی، پس آنچه لایق خوبی او، و سزای خداوندی توست، به وی عطا فرما... آمین