نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

درباره کتاب به بهانه برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران

درباره کتاب به بهانه برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران

همیشه اردیبهشت ماه برایم تازگی دیگری داشت . ماهی بود که بوی کتاب با خود می آورد اما چند سالی است که دیگر از این ماه بهشتی بوی تازه ای به مشامم نمی‌رسد . رفتن به نمایشگاه یعنی، بازدید از کتاب هایی که چون گذشته بار علمی زیادی ندارند یا کتاب های تکراری که تنها تجدید چاپ شده اند . درد بزرگ امروز ما آن است که روند مطالعه کتاب رو به افول می رود . نویسندگان کشور ما می نویسند بدون آنکه تمایلی به چاپ دست نوشته هایشان نشان دهند . روز به روز بر قیمت کتاب ها افزوده می شود و همین محدود خوانندگان از خرید کتاب باز می مانند . می گویند کاغذ گران شده ، ناشران انصاف به خرج نمی دهند و نویسندگان خوب نمی نویسند . نمی دانم درست می گویند یا نه ولی نظر من در این مورد چیز دیگری است . می گویم اگر همه این موارد هم صحیح باشد ، مقصر واقعی خوانندگان کتاب و مردم ما هستند . آن ها که وقت صرف خواندن کتاب نمی کنند و این فرهنگ زیبا را در خانه و خانواده جا نمی اندازند چرا باید توقع بی جا داشته باشند . وقتی ما خود کتاب را فراموش کرده ایم و تنها وقتی به آن نیاز فوری پیدا می کنیم سمتش می رویم یا زمانی که کتاب دست گرفتن برایمان ژست اجتماعی می‌شود، دیگر چرا خود را دل نگران نشان دهیم و مردممان را بی فرهنگ بخوانیم! اگر کتاب گران است از کتابخانه های عمومی استفاده کنید . چرا دانشجویان و جوانان فرهیخته ما فقط هنگام درس خواندن و برای فراهم کردن مطالب تحقیق دانشگاهی خود سمت کتاب و کتابخانه ها می روند ؟
اگر بتوانیم عزیزانمان را با کتاب آشتی دهیم و به گونه ای رفتار کنیم که کتاب خواندن برنامه هر روز تک تک ما شود می‌بینیم هم کاغذ ارزان می شود ، هم ناشران توجه بیشتری پیدا می کنند و هم نویسندگان دلگرم می‌شوند. ما ادبیات پر باری داریم ولی می بینیم کتاب هایی به دستمان می رسد که گاهی ارزش خواندن ندارند  . بیائید با انس دوباره با کتاب همه قلم به دستان را تشویق کنیم تا به تاریخ و فرهنگ و ادبیات خودشان سری بزنند و دیگر سر در پی نوشته های دیگران نگذارند .
سال گذشته که به نمایشگاه رفتم در غرفه انتشارات قاضی ناشر کتابم، چشم به مردمی دوخته بودم که پیش از خواندن عنوان کتاب قیمت آن را نگاه می کردند یا کسانی که از ما می خواستند کتاب های یک رنگ را جور کنیم و به آن ها بدهیم قیمتش هم مهم نبود برای دکور منزلشان می خواستند . این زنگ خطر بزرگی است . باید چشمانمان را باز کنیم و تا دیر نشده خودمان را نجات دهیم. چرا کادوهایی که به دوستان و فرزندانمان می دهیم باید تهی از فرهنگ و دانایی باشد. بهترین هدیه برای یک دوست کتاب است چون هم او را سرگرم می کند ، هم بردانشش می افزاید و هم اینکه تا عمر دارد به یاد شماست و هرگز از جلو دیدگانش دور نمی‌شوید .
بهتر است بدانیم دنیای بزرگ و شگفت‌انگیز کتاب وکتابخوانی به گروه ویژه‌ای تعلق ندارد. هر فردی باید با کتاب زندگی کند. مطالعه و کتابخوانی باید بعنوان یک نیاز و احساس دایمی روزانه در میان عموم مردم رایج و مطرح باشد تا افراد جامعه به خواندن و مطالعه ترغیب شوند و فرهنگ کتاب و کتابخوانی رواج یابد. کتاب غذای روح و روان بشر است. مطالعه انسان را از ابتلا به بسیاری از بیماری ها از جمله آلزایمر و فراموشی دور می‌کند و روحیه ای شاداب و با نشاط به انسان می بخشد. فرزندانتان را با کتاب آشنا کنید تا مغز و ذهنشان ورزش کرده و آماده دریافت اطلاعات درسی باشند. بچه هایی که کتابخوان بزرگ شوند، به طور حتم آینده درخشانی خواهند داشت.
 امروزه تنها سد جلو راه کتاب قیمت بالای آن است. وقتی فرهنگ کتاب خوانی رواج پیدا کند و مردم ما کتابخوان شوند کتاب ارزانترین خرید ماهانه آنها می شود. هرگز فراموش نکنیم در کتابخانه‌های عمومی همیشه به روی ما باز است . با مراجعه به آنجا می توانیم کتاب های مورد نیاز خود را سفارش دهیم تا برای کتابخانه بفرستند و ما بتوانیم از آن ها استفاده کنیم.
بزرگان ایران و جهان، همیشه تلاش نموده اند با سخنان امید بخش و زیبای خود مردم را به سوی کتاب ترغیب نمایند در پایان این گفتار به سخنان ارزنده برخی از آن بزرگواران دقت می کنیم:
محیط طباطبایی:
به نظر من، کتاب بیش از درس و معلم به انسان می‌آموزد. من نُه دهم معلومات خود را از کتاب آموخته‌ ام و یک دهم را از معلم و درس.
اینشتین:
افکار و اندیشه های انسان به گونه ای است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشه های انسان را بر مبنای جدید یا در مسیر خاصی قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابی مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راه مخصوصی بیندازد.
سقراط:
جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.
بیهقی:
بهترین سخن گو و یار انسان، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، می‌توانی به آن سرگرم شوی. اگر او را هم راز خویش قرار دهی، سرّ تو را فاش نمی‌کند و با کتاب است که می توان به دانش و نیکی‌ها دست یافت.
ویکتور هوگو:
خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دست رسی دارد، یا کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
به امید آنکه روزی مردم شهرمان را کتابخوانان نمونه استان و ایران ببینیم.
عالیه نقیب الذاکرین بافقی(مهرگان)