نمایش خبر نمایش خبر

جاده رمزوئیه و این همه حرف


ممل "رو کرد به آقا تقی " و گفت: آقا تقی این جاده "رمزوئیه" عجب حکایتی شده! مباشر ارباب می گفت: اگر این جاده درست بشود، هر چه یوزپلنگی توی این گردنه هست کوچ می کنند و می روند یا نمی توانند زندگی کنند، همونجا کربلایی حسن گفت: من که 80 بهار را پشت سر گذاشته ام، ندیدم یوز پلنگی! ولی مباشر گفته: کربلایی اشتباه می کنی، دستگاهی گذاشته شده عین دستگاه سینما توگراف که هم عکس می گیره و هم فیلم، عکس و فیلم این حیوان هست.
خلاصه آقا تقی این هم شد برای من یک رمز و راز که تا یادم هست هنوز مسئله این رمزوئیه حل نشده. من در تعجبم که تو ممالک فرنگ که اینقدر برای شان زندگی حیوانات مهم هست؛ چطور تو جنگل ها و کوهها جاده و خیابان می کشند و ذره ای زندگی حیوانات در خطرنمی افته که هیچ، تازه گردشگرها و جهانگردان با ماشین می روند تو جنگل! اینجا از پس ساخت نیم فرسخ جاده برنمیان !
آقا تقی فکری کرد و گفت: ممل این ها بهونه است، پول ندارند جاده بسازند هی بهونه حیات وحش را پیش می کشند وگرنه ساخت جاده چه خطری می تواند داشته باشد. جز اینکه مردم آبادی از طبیعت خدادادی بهتر استفاده می‌کنند.