نمایش خبر نمایش خبر

تلاش دارم تا شعرهایم موجب دلشادی افراد شود تا دلگیری


اکرم عباسی| هفته نامه افق کویر در این شماره قصد دارد خوانندگان این هفته نامه را با یکی از نویسندگان، این نشریه در حوزه شعر و داستان آشنا کند.
افق کویر: لطفاً خودتان را معرفی کنید: 
زهرا مصطفی پور، متولد تیرماه سال 59 و دارای سه فرزند به نام های یونس، فاطمه و امیر محمد هستم.
افق کویر: فقط شعر می سرایید یا در زمینه داستان هم فعالیت دارید؟ 
در ابتدا داستان می نوشتم، بعد به سمت شعر رفتم. از سال اول دبیرستان در مسابقات شرکت و اولین رتبه در سطح شهرستان و استان را در آن سال کسب کردم.
افق کویر: چگونه به ذوق هنری خود پی بردید؟ 
دوره راهنمایی که انشاء می نوشتم، خیلی انشاءهایم خوب بود سال سوم راهنمایی خانم خلیلیان گفتند می توانی بنویسی، البته سال سوم راهنمایی داستان می نوشتم، ولی در مسابقات شرکت نمی کردم.
افق کویر: اولین داستانی که نوشتید، موضوع آن چه بود؟ 
داستانی با نام "گلی از باغ بهشت" که در دوره دبیرستان در مورد دختران دبیرستانی نوشتم.
افق کویر: چطور شد داستان نویس شدید؟ 
مجله زیاد می خواندم، مخصوصاً داستانهایی که در آن بود بعدها هم کتابهای داستان مخصوصاً کتابهایی که جایزه می گرفتم را مطالعه می کردم.
 افق کویر: چه رتبه هایی برای داستان نویسی و شعر کسب کردید؟
 اولین داستانم رتبه اول در سطح شهرستان و استان را کسب کرد. مقام های دوم و سومی در استان نیز داشتم. در دوره پیش دانشگاهی داستان و شعر نویسی را کنار گذاشتم و اصلاً ننوشتم، چون درسها مشکل بود. بعد ازدواج کرده و چند سال بعد یعنی سال 83 با افق کویر همکاری کردم.
افق کویر: آیا تا به حال برای چاپ داستان و شعرهای خود اقدامی انجام دادید؟ 
داستان هایم را برای یکی از ناشران در تهران فرستادم گفتند: قابل چاپ هست: ولی کل هزینه آن را باید خودت پرداخت کنی؛ حتی گفتم با هزینه خودتان چاپ کنید و از در آمد فروش، هزینه چاپ را بردارید که قبول نکردند. تمام دغدغه من این است که هزینه اولیه چاپ را تأمین کنم.
افق کویر: موضوعات داستانهای شما الهام گرفته از چه مسایلی است؟
اوایل که داستان برای هفته نامه افق کویر جهت چاپ می آوردم بیشتر آنها واقعی و برگرفته از زندگی مادرم و خانواده بود. پس از آن "سوژه ها" تخیلی است.
افق کویر: شعرهایی که می سرایید بیشتر موضوعات آن در چه زمینه ای است؟ 
برای شعرهایی که می سرایم دنبال سوژه نیستم. بیشتر مواقع به اجسام بی جان، جان می دهم و در مورد آن شعر می گویم. زیاد در قید بند قافیه نیستم. بیشتر عاشقانه است و سعی کردم شعرم باعث دلشادی افراد شود تا دلگیری.
افق کویر: خواننده ها وقتی داستان و شعرهای شما را می خوانند چه برخوردی دارند؟
 با اطرافیان که در ارتباط هستم تعریف می کنند، اما یک مقاله نوشتم در مورد افراد جویای کار، یکی از فامیلهای خودمان گفته بود زن چه به مقاله نوشتن در مورد کار و معدن بعد از آن دیگر مقاله ننوشتم.