نمایش خبر نمایش خبر

بند "پ" از آن کیست؟


ایرسا| حرف "پ" در حروف الفبای فارسی جایگاه سوم را دارد؛ اما در جامعه ما حرف اول را می زند و شاید برای هرفرد واژه های متعددی ساخته می شود؛ کودک تازه به سخن آمده با پدر، جوانان و نوجوانان و دیگر اعضا با پند، پول، پرورش و...
 در دنیای امروز خیلی ها با "پ"  به نام پارتی آشنا شدند آن جا که حق شان بود؛ ولی اجحاف شد، آن جایی که آمدند دفاع کنند این "پ" نگذاشت، من و شمای این جامعه شاید حداقل یک بار آن را امتحان کرده ایم یا به صورت عینی دیده ایم. پارتی و بی عدالتی در مورد های مختلف از جمله استخدامی ها، مصاحبه ها، مسابقات یا حتی در مدرسه؛ باتوجه به نگاه به خانواده دانش آموز دیده می شود. فرزندی که شاید به دلیل برتری پدر یا مادرش به عنوان نورچشمی دیده شده؛ ولی کودک دیگر به دلیل پارتی نداشتن از برخی جهات، دیده نشود. نمونه بارز آن در یک جامعه کوچک؛ یعنی مدرسه اتفاق می افتد؛ اما متوجه نمی شویم که در ذهن کودک از همان موقع پارتی بازی را مجسم کرده و با رشد و پرورش کودک در بزرگسالی با همین مقوله روبرو می شویم که بعدها در دانشگاه، جامعه و اشتغال او تأثیر گذار است و خواه یا ناخواه موجب عدم رشد فکری او می شود؛ بنابراین اگر کسی باعث شود که حق قانونی عموم زیر پاگذاشته شده و به هر نحوی در اختیار فرد خاصی گذاشته شود، این پارتی بازی است. معرفی کردن و راهنمایی کردن افراد حتی آشنایان برای حضور در میادین مسابقه جهت استخدام و کسب فرصتهای موجود مصداق پارتی بازی نیست؛ مشروط بر اینکه حق دیگران مبنی بر اطلاع یافتن از این موضوع ضایع نشود. 
افراد زیادی با کوله باری از تجربه و تخصص، آماده به خدمت هستند؛ اما افسوس که نمی شود و نمی گذارند تا از آن ها استفاده کرد. برای جلوگیری از پیشرفت این واژه غیراخلاقی و غیرشرعی، چه موقع قرار است برای آن قانونی به وجود آورند تا مردم به استفاده عادلانه امید داشته باشند؟ ضرب المثلی است که می گوید:" هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک" آن موقعی است که پارتی بازی به جایی برسد که جامعه دچار آشفتگی شده و هیچ دوایی برای آن وجود نداشته باشد و یا روابط در میان جامعه جای خود را به ضوابط می دهد. اگر هر فرد خودش عدالت را برای کار خود انجام دهد به نوعی به جامعه کمک کرده و اگر ببیند در اموری حق دیگری را تضییع می کند و جلوی آن بایستد دیگر بی عدالتی وجود ندارد و یا به حداقل می رساند. افلاطون می گوید:" کاملترین نوع بی عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم در حالی که عادل نیستیم..." 
باید در جامعه به افراد، ارگان ها و هرکسی که در این جامعه زندگی می کند آموزش لازم داده شود، فرهنگ سازی شود به طور مثال مديران و مسئولان ادارات به كارمندان خود اين آموزش را دهند كه به مراجعين توضيح بدهند، فرايند انجام پرونده او چگونه است و او براي دريافت نتيجه پرونده‌ خود چه مدتي را بايد منتظر بماند، مثلاً دوهفته يا يك ماه. اگر اينگونه باشد فرد مراجعه‌كننده با اين توضيحات دقيق، ديگر تصور نمي‌كند كه اگر پارتي داشته باشد كارش زودتر انجام مي‌شود، چه با پارتي و چه بي‌پارتي اين پروسه بايد طي شود. 
به هرحال چه خواسته باشیم و چه نخواسته باشیم این "پ" هنوز وجود دارد و قرار نیست به اتمام برسد؛ این ما هستیم که بدانیم با پارتی حق دیگران را پایمال کردیم و اگر در ادارات به دنبال شخص آشنا نگردیم و مانند دیگر اقشار جامعه در صف انتظار و طی پروسه قانونی کار خود را ادامه دهیم یا با رفتن به مطب دکتر با نگذاشتن پول اضافی همانند دیگران نوبت را رعایت کنیم و یا عزیزانی که در امر برگزاری مسابقات یا فعالیت های دیگر حق دیگری را به خاطر منافع شخصی یا حمایت ارگان ها از برگزاری مسابقات و فعالیت کنار بگذارند این "پ" کم کم جای خود را به عدالت انتقال می دهد. واژه پارتی بازی و بی عدالتی خوشايند هيچ‌كس نيست و هيچ فردي آن را تأييد نمي‌كند، بنابراين به گفته حضرت علی(ع) توجه كنيم كه فرموده است:"آنچه براى خود دوست مي‎داري، براي ديگران هم دوست بدار و آنچه براى خود نمى‏پسندى، براى ديگران هم مپسند."  با این حال لازم است تمهیداتی جهت حل مشکلات مرتبط پیش روی و متعاقباً تربیت کارشناسان و مدیران قوی و حذف سفارش پذیری و پارتی بازی و توجه به مقوله شایسته سالاری معمول گردد، از سوی دیگر نظارت مستمر، منسجم و هدفمند در درون سیستم و پاسخگو بودن ضابطه مند سیستم به هرگونه رفتار و عملکرد در انتصابات می تواند گامی مهم در شکل گیری این روش پسندیده و حذف رفتار عادت گونه پارتی بازی باشد. چه خوب است که آغاز این مهم از سطوح بالا باشد و تا سطوح پائین تر گسترش و امتداد یابد.