نمایش خبر نمایش خبر

بزرگی مردم دار


ساحل افتاده گفت: گرچه بسی زیستم/ هیچ نه معلوم شد، آه من کیستم؟/ موج ز خود رفته ای تیز خرامید و  گفت: هستم اگر می روم، گر نروم نیستم!         (محمد اقبال لاهوری)
روزها از پس یکدیگر می آیند و می روند و بر این کره خاکی مردان و زنانی زندگی می کنند که تا وقتی هستند کسی قدر آنها را نمی داند و زمانی که از دنیا رفتند در مرگ آنان شیون و زاری کرده و نوحه سر می دهند؛ اما " رفته را چه سود" که تا وقتی هستند ارزش وجودی آنها برای ما ناشناخته است. خرده بر خود می گیریم نه بر کس دیگر که خود لایق خرده گیری هستیم! امثال حجت الاسلام حاج سید جواد میرغنی زاده در میان ما کم نیستند؛ فرزانگانی که این دنیا را کاروانسرای دانسته که ماندن در آن را  جایز نمی دانند! ره توشه برگرفته و برای سرای باقی می فرستند که آن سرای را ابدی و سرمدی می بینند. از این دنیای دون، نردبانی نساخته تا پله های فراز و فرود دنیوی را طی کنند! حاج سید جواد میرغنی زاده، بزرگی بودمردم دار؛ به خوبی در دلها نفوذ داشت، صاحب القلوب بود! روحانی بود که در هر موقعیتی به فکر مردم بود. اگر سکوت می کرد و یا بر سر منبر سخنرانی داشت، همه در جهت آن بود تا گره ای از کار فروبسته مردم بگشاید! شخصیتی مردمی که مورد توجه و اقبال مردم بود. 
 عضوی از خاندان روحانی پرور بافق و آگاه میرغنی زاده که منشا تحولات بالایی در شهر شد و توانست نقش بسزایی در حل و فصل مسایل داشته باشد. در او شهامت و بی باکی خاصی بود که خود را هیچوقت اسیر و قید و بند پست و مسئولیت نکرد! اگر در لباس مسئولیت هم بود باز زبانش بران بوده و دون و مادون نمی شناخت! به حکم اسلامیت و انسانیت سخنان نافذ خود را جاری می کرد و آن گاه می خواست تا اصلاحی صورت بگیرد. نگارنده به یاد دارد در مجلس روضه خوانی هنگامی که زبان به تعریف و تمجید مدیری کرد در آخر هم گفت: "بگذریم از این که این مدیر هم در خانه چند میلیاردی هم ساکن بود." این روحیه شهامت و بی باکیش باعث شد تا چهره ی ماندگار از او به یادگار بماند. 
تلاش او در حل و فصل دعاوی خانواده از عمده کارهای اوست. زنان و شوهرانی که به حکم منیت ها و خودخواهی ها، روزگارشان به قضا و قاضی می افتد؛ گاه او، به عنوان داور قرار می گرفت و تلاش می کرد تا امور آنان را به صلح و سازش بکشاند. 
اینها مطالبی نیست که بتوان در این سطور و درباره شخصیت این عالم روحانی گنجاند؛ اما می توان گفت که "
إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْ ءٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.هرگاه عالمی بمیرد رخنه ای جبران ناپذیر در اسلام ایجاد می شود. (محاسن ،ج1،ص233). وفات این روحانی خلل جبران ناپذیری است که خداوند به لطف و عنایت خودش، آن عزیز سفر کرده را در اعلی الاعیین قرار داده و روح او را غریق در رحمت خود کند. ان شاا... تعالی!
محمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حسین تشکری بافقی
صاحب‌امتیاز و مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یرمسئول