نمایش خبر نمایش خبر

ای کاش؛ چنین کارگاه هایی با مربیان دلسوز تاسیس می شد


به گزارش هفته نامه افق کویر؛ گویا خداوند، چشمهای او را بسته است تا حکمت آفرینش از افقی دیگر بر رفتار این بانوی بافقی روشن ضمیر بتابد تا بتواند به موفقیت‌های چشمگیری دست یابد و علی‌رغم اشتباهاتی که برای وی رخ داده است خوش بدرخشد و ثابت کند که هیچ چیز نمی‌تواند مانع پیشرفت کسانی مثل او در جامعه شود.

 

طیبه باقری ۴۸ ساله اهل بافق؛ و دارای ۲ فرزند، یکی از چشمانش به صورت مادر زادی نابینا بود ولی چشم دیگرش را در سن ۱۴ سالگی بعد از برخورد با "شاخ گاو" و عمل جراحی ناموفق از دست داده است.
افق کویر در صحبت هایتان شنیدیم که اشتباه از دکتر بوده است دراین باره توضیح دهید؟
بعد از اینکه چشم من آسیب دید در یزد عمل جراحی شدم؛ اما بینایی خود را از دست دادم. سپس چندین سال بعد به همراه خواهرم به تهران رفتم و بعد از ویزیت شدن توسط دکتری که از خارج آمده بود متوجه شدم زمان عمل کردن چشمم، درپیوندزدن رگ های چشم اشتباهاتی رخ داده است و باعث گردیده اینگونه بینایی خود را به طور کامل از دست بدهم.ا

افق کویر تحصیلات خود را با این شرایط چگونه ادامه دادید؟
داخل مدرسه بخاطر یک چشم نابینایی که بصورت مادرزاد نداشتم؛ مورد تمسخر قرار می گرفتم. روحیه ام ضعیف شده بود؛ تصمیم به ترک مدرسه گرفتم اما با مخالفت شدید پدر روبرو شدم، با توجیح کردن وی، موفق شدم مدرسه را ترک نمایم و بعد از مدتی به خاطر علاقه ای که به درس خواندن داشتم، به صورت پنهانی در مدرسه شبانه که تازه تاسیس شده بود ادامه تحصیل دادم.
افق کویر از هنر های خود بگویید؟
مکرومه بافی، گل سازی، صنایع دستی بافق، بافتنی و خیاطی از مرحله برش تا دوخت را یاد گرفته ام.
افق کویر آیا در آمد مالی از هنر های خود دارید؟
بله؛ البته در زمان قدیم درآمد داشتم، اکنون که بیشتر کارها با ماشین های صنعتی انجام می شود، درآمدی ندارم.
افق کویرچه کسی مشوق شما بوده است؟
معصومه سادات میربافقی، تمام هنر هایم را از وی آموختم.
افق کویر با این وضعیت چگونه این هنر ها را آموزش دیده اید؟
همسایه ما(معصومه سادات میربافقی) کارگاه آموزشی داشت؛ چند نفر از دوستانم برای آموزش هنرهای دستی از من خواستند که به آنجا برویم همراه آنها می رفتم و می گفتم ای کاش؛ من هم چشمانم می دید و می توانستم کار یاد بگیرم، در همان لحظه بانو میربافقی که مربی کارگاه بود به من گفت: من به تو کار یاد می‌دهم، به وی گفتم: من که نمی توانم ببینم چگونه بافندگی کنم؟ وی پاسخ داد: وسایل را تهیه، و به تو آموزش خواهم داد. پس از شروع به کار در همان روزهای اولیه خیلی زود تمام نکات را یاد گرفتم و مربی با دیدن نمونه کارم به من گفت: آفرین؛ تو زودتر از همه یاد گرفته ای و استعداد خیلی خوبی داری و این اولین تلنگر در زندگی من بود. سپس همیشه در کنار وی بودم و گاهی سوال کارآموزان دیگر را هم جواب می دادم، در همان جا رشته های هنری مکرومه بافی و گل سازی و حتی خیاطی را از مرحله برش تا دوخت با دست، را به کمک ایشان یاد گرفتم.
افق کویر به نظر شما تکلیف انسان هایی که نقص عضو دارند چیست؟
باید خودشان تلاش کنند چون هیچوقت معلولیت به معنای محدودیت نیست و هر معلولی در مقابل نقص عضوی که دارد استعداد خاصی به او داده شده است.
افق کویر آیا به شما کمک شده است وتسهیلاتی دریافت نموده اید؟
بله، در سال های گذشته؛ از اداره بهزیستی وام پنجاه میلیون ریالی با سود ۴درصد دریافت نمودم.
افق کویر از جانب بهزیستی دیگر مورد حمایت قرار گرفته اید؟
قبلا مورد رسیدگی و حمایت بیشتری قرار می گرفتیم اما اکنون در مقابل درخواستمان با جمله "کمبود بودجه مواجه" هستیم.
افق کویر اگر شما بجای مسئولین بودید؛ برای نابینایان و معلولین چه اقدامی انجام می دادید؟
سعی می کردم برای نابینایان و معلولین سرویس ایاب و ذهاب مخصوص قرار دهم.
افق کویر یک خاطره شیرین بیان کنید؟
زمان کلاس های آموزشی در ساعات استراحت همه با هم به پخت شیرینی و آشپزی می پرداختیم و گاهی یاد هم می گرفتیم و ساعاتی در کنار هم خوش بودیم، آن مکان؛ باغ دلگشا خیلی از افراد بود و حتی مشکلات یکدیگر را حل می کردیم، ای کاش باز هم چنین کارگاه هایی همراه با مربیان دلسوز که بدون هیچ گونه چشم داشتی برای هنرجو تلاش می کردند تاسیس می شد.
سخن پایانی: در زمان مدیریت سابق به طور مکرر به مشکلات ما رسیدگی می شد و در اینجا بر خود لازم می دانم از نارگانی رییس سابق اداره بهزیستی که واقعا زندگی ما معلولین را درک می کرد تشکر نمایم. همچنین از مربی خود "معصومه سادات میربافقی" که مشوق اصلی من در بدترین شرایط زندگیم بود.
در ادامه به سراغ "معصومه سادات میربافقی" که دارای ۶ فرزند می باشد رفته ایم و با وی به گفتگو پرداخته ایم:
افق کویرانگیزه شما ازآموزش به یک فرد نابینا چه بوده است ؟
او به حس لامسه خود تسلط و دستانش حکم چشمانش را داشت و از نظر من تفاوتی با دیگران نداشت؛ خیلی دوست داشتم تا کارهای معلولین را پیگیری کرده و مشکلات آن ها را حل نمایم، طیبه باقری هم با وجود روحیه هنریی که در او دیدم تصمیم گرفتم به وی آموزش دهم تا هنری در دست داشته باشد و از آن استفاده کند.
افق کویر افراد معلول دیگری را آموزش داده اید؟
درکنار شاگردان سالم، شاگردانی هم با مشکلات مشابه "طیبه باقری" داشتم و من سعی کردم استعداد و علاقه آن ها را شکوفا نمایم.
صحبت پایانی: از هرگونه کمک و آمادگی در جهت آموزش به جوانان و معلولین دریغ ندارم و به یاری خدا و همت و تلاش خود در این راستا به کارم ادامه می دهم.

حدیثه امیریان