نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

اگر مسئولین وجدان دارند دلشان را صاف کنند و درد و دل ما را بخوانند

اگر مسئولین وجدان دارند دلشان را صاف کنند و درد و دل ما را بخوانند

به گزارش خبرنگار هفته نامه افق کویر، یک روز مانده به روز کارگر پدر و مادری به دفتر هفته نامه افق کویر مراجعه کردند که بعد از گفتگو با آنها متوجه شدم این پدر بزرگوار جزء قشر کارگران باز نشسته است؛ زمانی که علت حضورشان را جویا شدم آه سوزناکی کشید... و گفتگویی با خبرنگار هفته نامه افق کویر انجام داد که در ادامه این گفتگو را می خوانیم:  
افق کویر: خودتان را معرفی کنید؟
حسن حسن پور بازنشسته شرکت سنگ‌آهن هستم.
افق کویر: علت حضور شما به دفتر هفته نامه افق کویر چه بوده است؟
  تنها فرزند پسری که دارم، لیسانس عمران هست. دو سال هست که فارغ التحصیل شده است. حدود دو سال هست که در شرکت کانی کاوان بافق کار کرده است، همین که نزدیک به عید می‌شد وی را اخراج می‌کردند و بیست روز بعد از عید از وی دعوت به کار می کردند و در حال حاضر 5 میلیون تومان از این شرکت طلب دارد و به هیچ وجه حقوق وی را پرداخت نمی کنند. زمانی که به مدیرعامل مراجعه کردیم گفتند: 250 نیرو برای شرکت می خواهیم بگیریم اول نیروهای کانی کاوان را استخدام می کنیم جایی که همیشه گفته شده بود که فرزندان بازنشسته در اولویت کاری قرار دارند؛ ولی تا الآن هر پیگیری که انجام دادیم به جایی نرسیده است.
وی افزود: هفته گذشته نامه ای را به مدیرعامل تحویل دادم و گفتند از طریق حراست پیگیری کن، پنج روز هست که به هر طریقی که متوسل شدیم نتوانستیم با رییس حراست ارتباط برقرار کنم و پیگیر خواسته ام باشم. هر دفعه که مراجعه کردم یا تماس گرفتم گفتند: نیستند! مشغله کاری دارند؟ مأموریت هستند! آیا درست است که این گونه جواب ارباب رجوع را بدهند؟! آیا درست است منی که 25 سال روزگار در قسمت استخراج کار کردم که الآن هم به دلیل ناراحتی قلبی رنج می برم و بازنشسته شده ام و حقوقم را یکبار بعد از سه برج می دهند یا دو برج!! باید با این اوضاع همه بار زندگی را به دوش بکشم.
حسن حسن پور تصریح کرد: فرزندم باید ازدواج کند نه کاری دارد! نه زندگی! فرزند من باید از این شهر به بیرجند برای کار برود!!! شش ماه در آنجا کار کرده است ده میلیون تومان از شرکت آنجا طلب دارد و به هیچ وجه حق و حقوقش را پرداخت نمی کنند و این در حالی است که نیروهای که در معدن بافق مشغول به کار هستند اکثراً غیربومی هستند و فرزندان ما باید به شهرستانهای دیگر برای کار بروند.
افق کویر: آیا رشته تحصیلی و تخصصی که فرزند شما دارد در شهرستان به آن احتیاج دارند؟
بله، قبلاً هم کاری که انجام داده است مرتبط با تخصص و رشته وی بوده است؛ حتی کارهای جنبی دیگری نیز علاوه بر وظیفه اش انجام داده است.
در ادامه عصمت حسینی پور همسر این بازنشسته افزود: ماه رمضان دلم برای فرزندم می سوخت ساعت 5 صبح بعد از خوردن سَحری می رفت کار و تا ساعت 7 بعداز ظهر دهان روزه در اوج گرما کار می کرد؛ حتی یکبار هم  اعتراض نمی کرد و به خاطر سختی کار دین و ایمانش را رها نمی کرد.
حسینی پور تصریح کرد: شش ماه روزگار بدون خانواده در شهری غریب با چند غریبه کار می کرده است و الآن هم حقوقش را پرداخت نکردند، چرا افرادی از قبیل فرزند من باید جایی کار کنند که آب خوردن را باید دبه دبه بخرند؛ اگر بخواهد تشکیل خانواده بدهد هیچکس قرار نیست این مشکلات را تحمل کند و من هم نمی توانم از روستایی که نزدیک افغانستان هست برای پسرم همسر بگیرم؛ چرا ما فرزندان خودمان را که سواد دارند و می توانند به درد جامعه مان بخورند را باید ردشان کنیم و غریبه ها را به عنوان نیرو به معادن بیاوریم. معدن را چطوری می خواهند خصوصی کنند؟!!! اسم آن خصوصی سازی است؛ ولی خصوصی سازی این نیست!!! قانون خصوصی سازی این نیست!!! مسئول هر بخشی را یک غریبه گذاشتند و آنها نیز نیروهای زیرمجموعه خودشان را از غریبه ها گذاشتند و فقط کارهای جزئی را به بچه های ما می دهند! اینطوری سرمایه ما را می برند بدون اینکه ما بفهمیم.
وی ادامه داد: کادر اداری اداره ها در ماه رمضان که جلو کولر نشسته صبح دیرتر باید به کار بروند و ظهر زودتر تعطیل می شوند؛ ولی کارگری از قبیل فرزند من باید برای حقوقی که در اوج گرما کار کرده است شکایت کند و دنبال پولش باشد.
عصمت حسینی پور گفت: فرزندما بعد از 5 سال کار هنوز پس اندازی ندارد؛ چرا که حقوقی که به وی پرداخت شده و باید هزینه کند تا حقوقی که واقعاً حقش هست را بگیرد. خدا کند مسئولین درد من مادر را بفهمند.
حسن حسن‌پور افزود: مسئولین بدانند که میز برای هیچکس ماندگار نیست و باید به فکر آخرت خود باشند نه به فکر دنیا و پست و مقام!
افق‌کویر: درخواست شما از مسؤلین چیست؟
عصمت حسینی پور به این پرسش اینگونه پاسخ داد: مشکلات مردم که به صورت پیامک در هفته نامه چاپ می شود را زیاد می خوانم؛ ولی مسئولین مثل اینکه خواب هستند، نمی بینند، وقت برای مردم ندارند! ائمه معصومین فرمودند: جامعه ای خوشبخت است که وقتی فردی برای حقش نزد مسئولی می رود بدون اینکه دست و پایش بلرزد برود؛ یعنی نترسد. مسئول باید جوابگو باشد. پیامبر ابوذر را نگذاشت مسئولیت قبول کند با اینکه از بهترین یارانش بود به خاطر اینکه می دانست در این سمت نمی تواند انجام وظیفه کند؛ پس هر کسی باید در جایگاه خودش باشد.
وی افزود: مسئولین اگر جوابگوی مردم هستند واقعاً جواب بدهند؛ اگر هم کاری از دستشان بر نمی آید خواهشاً بگذارند کسی که می تواند کاری انجام دهد بیاید کارش را بکند. سیاست کشورهای بیگانه چیست؟ کم‌کم نیروهای خودشان را وارد سرزمین مقابل می‌کنند. برای معدن ما هم همین کار را کردند و غیربومی‌ها هم کم‌کم معدن را تصاحب کردند می خواهند ببرند.
حسن حسن‌پور ادامه داد: برای آگلومراسیون نیرو گرفتند بدون اینکه اطلاعیه بزنند. پسر من کوپن «پ» و «ر» نداشته است.
حسینی پور افزود: فکر کنم خاصیت صندلی به گونه ای هست که وجدان، دین و ... را فرد فراموش می کند. کاش! مسئولین ما یک روز خودشان به جای یک کارگر کار می کردند تا درد کارگر جماعت را درک می کردند. یک کارگر معدن از کجا سرمایه بیاورد تا در اختیار فرزند 28 ساله اش بگذارد تا کاری برای خودش راه بیاندازد. اگر خدای نکرده به طرف خلاف برود چطور؟!! بیکاری ریشه همه بزهکاری ها است. چه کسی مسئول هست؟!
این مادر ادامه داد: دید فرزندم نسبت به همه چیز عوض شده است، می گوید بگذار خدا خودش کاری برای ما بکند، خسته شدم منت چه کسی را نکشیدم که باید بکشم؟! روزی ما دست خداست پنج سال هست دنبال حق و حقوق خودم هستم؛ اگر مسئولین وجدان دارند دو رکعت نماز در امامزاده عبدا... بخوانند دلشان را صاف کنند و دردودل ما را بخوانند و اگر واقعاً در حق ما جفا شده حواسشان را جمع کنند. آیا مسئولین می دانند چه مسئولیتی در پستهایی که قرار دارند بر گردنشان هست؟ اگر نمی توانند به خداوندی خدا و مسئولیتشان را رها کنند. اگر هم می توانند وجدانشان را قاضی کنند و کار کنند.
حسینی پور درحالیکه گریه می‌کرد گفت: مسئولین بدانند جواب من مادر و جوانم را در آن دنیا خواهند داد.
اکرم عباسی