نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

آداب و رسوم نوروز باستانی در بافق

آداب و رسوم نوروز باستانی در بافق

کهن شهر بافق،  از دیر باز در پی برگزاری جشنهای نوروز باستانی بوده است. آنگونه که پدران ما بیان می‌کنند، یک یا دو هفته پیش از آغاز نوروز، مردم دست به خانه تکانی می‌زدند. همه جا را تمیز می‌کردند. حتی کوچه و خیابان نیز، از یادشان دور نمی‌ماند. در چند سده پیش ، شاخه های «مغ» درخت خرما را، به رنگ سبز و گلی (سرخ)  در می‌آوردند و دیوارهای کوچه را با آنها تزئین می نمودند. شب پیش از سال نو، فانوسهایی روشن به دیوارهای کوچه آویزان می شد و تا هفت روز روشن می ماند. از روز آخر اسفند، تا هفت نوروز، آتشهایی درون سینی آماده می کردند ، روی آتش اسپند می ریختند، درون خانه می چرخاندند سپس آن را جلو در خانه می گذاشتند. همسایگان با کمک یکدیگر، کوچه را جارو می کردند و آب می پاشیدند. تا دویست سال پیش، مردی در بافق بوده که به بمون (بمان) سیاه شهرت داشته است . وی چند روز پیش از آغاز سال نو، صورت ، دست و پاهایش را سیاه می کرده، پای برهنه ، اربونه (دایره) به دست، در کوچه و خیابان راه می رفته و شعر می خوانده است. شعرهایی زیبا و محلی درباره نوروز و آغاز  بهار، که بدبختانه هیچ کس آنها را به یاد ندارد و گذر زمان ، هم او ، هم این رسم را به فراموشی سپرده است.
 
آجیل و شیرینی سال نو
خانواده ها پیش از تحویل سال، شیرینی می گرفتند. بیشتر مردم طرفدار شیرینی یزدی بودند و آنان که می توانستند، از یزد تهیه می کردند، بدینگونه که یا خود می رفتند و می خریدند یا به دیگران سفارش می دادند. کسانی که نمی توانستند یا        نمی خواستند شیرینی یزدی داشته باشند، کلوچه های کوچک محلی درست می کردند. این کلوچه ها از آرد بوداده، خرما و رازیانه تهیه می شد.  آجیل شب عید را ، مردم خود درست می کردند. در طول سال، تخمه های خیار (خربزه) ، هندوانه و گل آفتابگردان را برای عید نگه می داشتند. نزدیک نوروز، آنها را بو می دادند و با مغز پسته، بادام ، بادام کوهی، تنئو TANOWU( هسته زردآلو) مخلوط می‌کردند و نزد مهمانهایشان می گذاشتند.
 
 لحظه تحویل سال 
سالها پیش از پیدا شدن رادیو و تلویزیون در بافق، هنگام تحویل سال، مردی وظیفه خبررسانی به مردم را بر عهده داشت. وی لباس سرخ و سبز می پوشید ، طبلی در دست می گرفت، در کوچه ها می گشت، طبل می زد و با فریاد و شاد باش آغاز سال نو را به مردم خبر می داد. وی پلاستیکی پر از نخود و کشمش به همراه داشت، به هر کس می‌رسید، مشتی می داد. 
سفره هفت سین
سفره هفت سین بافقیها، پارچه ترمه بود و سفره ای سبز که روی ترمه انداخته می شد. سفره سبز از ترمه کوچکتر بود. وسایل درون سفره آئینه ای بزرگ بود که روی آن توری سبز می انداختند و جلو آئینه قرآن می نهادند. کنار قرآن، جایی که در آینه پیدا بود، شمعی روشن می‌گذاشتند یا با روغن و فتیله درون ظرفی آتش روشن می کردند. درون سفره نان می گذاشتند و سرکه همراه با سبدی میوه، میوه های درون سبد، سیبهای سرخ بود و بوته های سیر و سنجد، قابی (دیسی) از خرما، همراه با شیرینی یا کلوچه‌های محلی و بشقابهای بزرگ سبزه که پیش از آغاز سال نو کاشته بودند، همه آنچه بود که درون سفره     می‌نهادند و به آن سفره نوروز ‌می‌گفتند. سفره بافقیها ، تا روز نوروز پهن بود. سپس آن را بر می‌چیدند و سبزه را همراه با ظرف میوه و شیرینی؛ جا می گذاشتند برای پذیرایی از مهمان. سبزه را سیزده نوروز، از خانه بیرون می بردند.
 
خوراک (غذای) روز نوروز
مردم بافق، نوروز را دوست داشتند و بیشتر می‌خواستند در نخستین روز سال مهمان داشته باشند. بنابراین کوچکترهای فامیل بیشتر نوروزها، مهمان ریش‌سفیدان و بزرگان فامیل بودند. حتی خود دوست و آشنا را دعوت می‌کردند. مردم شهر ما، در طول سال بیشتر از غذاهای محلی می‌خوردند که نان رکن اصلی آن بود. بنابراین برنج زیاد مصرف نمی کردند و بیشتر خانواده ها نوروز تا نوروز برنج می خوردند. غذای محلی که مردم دوست داشتند در نوروز بخورند و بیشتر برایشان عادت شده بود، می توان از پلو تکی نام برد. غذایی خوشمزه و دوست داشتنی که از برنج، تکی، گوشت، عدس سیاه، لوبیا و رب انار درست می کردند.
 
دیدو بازدید
از روز پس از نوروز، دیدنی و به خانه یکدیگر رفتن، آغاز می گردید. کوچکترها، همه راهی خانه بزرگترها می شدند و بزرگترها، لازم می دانستند از همان ابتدا،  با عیدی دادن از مهمانانشان بخصوص بچه ها، استقبال نمایند. در بافق بیشتر خانواده‌ها ، وقتی یکدیگر را دیدند و گفتگو کردند، واجب نمی دانند که برای بازدید، به خانه یکدیگر بروند،  همان یکبار دیدن همدیگر کافی است و نیازی برای بازدید در همان روزهای نوروز نیست.
برگرفته از مقاله، فرهنگ مردم بافق، نوشته عالیه نقیب‌الذاکرین بافقی (مهرگان)