آرشیو مطالب آرشیو مطالب

927

پرسش از شما، پاسخ از مسئولین پرسش از شما، پاسخ از مسئولین

_


نام شما
نام خانوادگی
این فیلد اجباری است.
ایمیل
سوال

هفته نامه هفته نامه

« بازگشت

والدین مواظب باشیم اعتیاد در کمین فرزندان ما است


دكتر علی فیروزآبادی روانپزشك عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی شیرازروند شکل گیری اعتیاد را اینگونه تشریح می کند
دوره نوزادی به هنگام تولد، نوزاد به شكلی كامل به والدین خود به منظور برآورده شدن نیازهای تغذیه ای، احساسی، گرمایی و بهداشتی خود وابسته است. او كه هنوز به بسیاری از مهارت ها مانند تكلم، تحرك و توان به دست گرفتن اشیا دست نیافته است تنها می تواند به شكلی غیركلامی از طریق گریه كردن به برقراری ارتباط بپردازد. نوزاد نمی تواند به شكلی مستقیم در رفتار مراقبت كننده مادر خود تاثیر بگذارد و آن را هدایت كند، بنابراین مجبور است كه به شكلی كامل به مادر تكیه كند و منتظر بماند كه مادر چه تفسیری از رفتار او به دست می دهد. او برای جلب توجه مادر به رفتار ها و ترفند هایی غیرمستقیم دست می زند. یكی از این ترفند ها گریه است كه با ماهیت گوشخراشانه خود بالاخره والدین را متقاعد می كند كه به او توجه كنند. در نتیجه می تواند در نیمه های شب مادر خود را در حالی كه خسته بوده و یك ساعت پیش به وی شیر داده وادار كند كه دوباره برخاسته و سینه خود را در دهانش بگذارد. او قادر است در هر ساعتی از شبانه روز مادر را فراخواند و فاصله ای میان احساس نیاز نوزاد و گریه ای كه به منظور رسیدن به هدف انجام می شود وجود ندارد.بنابراین دوران نوزادی با نشان دادن رابطه غیر كلامی و رفتار های غیرمستقیم و توام با وابستگی به دیگران عدم تحمل در به تاخیر انداختن ارضای نیاز ها و داشتن منبع كنترل خارج از وجود مشخص می شود. نوزادی كه نیاز هایش برآورده نشود تحریك پذیر و خشمگین می شود چرا كه تنها به ارضای نیاز های خود می اندیشد و جایی برای نیاز ها و احساسات مادر در دنیای او وجود ندارد.• دوره كودكی همچنان كه كودك رشد می كند به تدریج به مهارت هایی كه در دوران نوزادی وجود نداشتند مجهز می گردد. او قادر می شود كه به وسیله كلام برقراری ارتباط كند و به كمك آن دست به انتخاب بزند و آنچه را كه نیاز دارد به شكلی مستقیم انتخاب نماید (از یخچال غذا برمی دارد، خودش به دستشویی می رود، لباس می پوشد و دوستانش را برمی گزیند) زمانی كه به كمك نیاز دارد تمایل خود را نشان می دهد و یاد می گیرد كه نیازهای دیگران را به حساب آورد و ارضای نیازهایش را به تاخیر اندازد. در این جهت كودك بر دنیای اطراف خود مسلط می شود و می تواند كانون كنترل درونی پیدا كند و تقاضای خود را به شكلی مستقیم مطرح كند. (علاوه بر روش غیرمستقیم و انفعالی كه در دوران نوزادی داشت). اما در برخی كودكان این روند دچار توقف شده و یا با شكست مواجه می شود. در غیاب والدینی كه به شكلی مناسب به ایفای وظایف خود بپردازند، كودك نمی تواند یاد بگیرد كه چگونه تقاضا و نیازهایش را به شكلی مستقیم مطرح كند و به اهداف خود با موفقیت دست یابد و به جای آن به روش های غیرمستقیم و انفعالی متوسل می شود. هرگاه كودك آنچه را كه نیاز دارد _ حتی با تاخیر- دریافت نكند نمی تواند به معنی انتظار دست یابد و توان تحمل كردن برای رسیدن به اهدافش را پیدا نمی كند. اگر بزرگترها وقت كافی برای بودن با كودك خود صرف نكنند مهارت های كلامی به خوبی رشد نمی كنند. شكست های مكرر منجر به این می شود كه كودك احساس كند بر روی دنیای خود تسلط و كنترل كافی ندارد و در وی توان انتخاب كردن به وجود نمی آید. این موجب تقویت چرخه احساسی می شود كه انتخابی وجود ندارد و وقایع در كنترل او نیستند. كودك احساس بدبختی و شكست خوردگی می كند و نسبت به آنهایی كه نیاز او را برآورده نكرده اند دچار خشم می شود و احساس ارزشمندی در وی به وجود نمی آید. اگر بدرفتاری بدنی و جنسی هم وجود داشته باشد می پندارد كه حتی بدنش نیز برای او امن نیست و مرز میان او و دیگران مخدوش می شود.• دوره نوجوانی پس از گذشت ۱۵-۱۰ سال كه از چنین تجاربی بگذرد، تعجب آور نیست كه راه حل ساده ای كه به نوجوان پیشنهاد می شود از سوی او با استقبال مواجه شود: «این را مصرف كن حالت بهتر می شود». نوجوان با شگفتی می بیند كه چنین نیز می شود. حركت از یك وابستگی شكننده و ناامن به یك والد (كه نوجوان در آن به سرخوردگی رسیده است) به سمت وابستگی به یك ماده كه آن هم ناامن و شكننده است راه درازی نیست.
 
به امید روزی که جهانی عاری اعتیاد داشته باشیم
التماس دعا