نمایش خبر نمایش خبر

طرح های جوار رودخانه ای


"ممل" سفره نونش  را پهن کرد روی زمین و گفت: "آقاتقی" بیا از غذای فقیر و فقرا بخور. آقاتقی هم گفت: نوش جانت! شما مشغول بشو تا من آب را از آن  " کرت" به این یکی بگردانم. ممل گفت: صبر می کنم تا بیایید! ممل تو فکر رفت که اگر پول داشتم به جای این نیم ساعت آب یک ساعت آب می خریدم و مقدار زمین هایم را بیشتر می کردم، آن وقت پسته و خرما و روناس می کاشتم و عایدیش را می فروختم و از سود همه آنها دوباره زمین می خریدم و باز از سود آن یک زمینی را می خریدم! هی می خریدم و هی سود می کردم و هی می خریدم و هی سود پشت سود! تو همین فکرها غرق بود که یهو آقاتقی دستی به شونه اش زد  و گفت ممل چته! کجایی! چی شده! نکنه سکته کردی! ممل گفت: نه آقاتقی! تو این فکر بودم و خیالش را برای آقاتقی بازگو کرد. آقاتقی یه آهی کشید و گفت: ممل همه اینها درست؛ ولی" تا گوساله گاو شود دل صاحبش آب شود!" تا سودی به بار بیاد و محصولش به فروش برسه می دانی چقدر باید زحمت کشید. ممل گفت: آقاتقی من موندم اینها که می گویند طرح های جواررودخانه ای می خواهیم تو آبادی بزنیم، فکرشو نکرده اند! چطور سود بدست می آید! اصلا شاید سودی بدست نیاید! چطوری با این همه قاطعیت می گویند! تازه آب این رودخانه کم شده و شیره جانش را، بالا دهی ها کشیدند و خوردند! دیگه صادرات آن به خارج هم ممنوع شده! می گویند نباید مفت مفت آب رودخانه را فروخت! آقاتقی جریان چیه؟! 
آقاتقی آهی کشید و گفت من که چه عرض کنم! عاقلان هم در کار این جماعت انگشت به دهان مانده اند! گاهی می‌گویند رودخانه داره خشک می شود و آبی براش نمونده، گاهی هم می گویند نه! رگه های تازه آب را پیدا کردیم و بر عمرش اضافه کرده ایم، الان هم می گویند که هشت سال بیشتر عمر نداره! خدا عاقبت همه رو بخیر کنه انشاا... ، اما یک چیزی من شنیدم که می گویند آن موقع که رودخانه پر از آب بوده مقداری از پول فروش آبها را بردند خارج! حالا اگر این پول ها برگشت پیدا کند، می شود رودخانه که نه ولی طرح های جوار رودخانه ای را احیاء کرد و یا به ثمر رساند.